تبليغاتX
آخرین ایستگاه بهشت
دوستان عزیز و بازدیدکنندگان محترم برای اطلاع از بروز شدن در قسمت خبرنامه اینترنتی عضو شوید.برکت باد
 

شناخت ارگانیسم ذهن
شبکه های ذهن
مراتب کنترل ذهن
سطوح آگاهی و تاثیرات ذهن
پنج نفسانیات مخرب ذهنی

نگاهی به نقش صوت در جهان درون
عکسهای هنری آیین نور و صوت
قانون کارما یا قانون علت و معلول
شیخ اشراق و رد پای آیین نور و صوت
داستان غربت غربیه از سری داستانهای عرفانی شیخ اشراق

پنجه زمان،مستندی در باب زمان      
داستان دندان ببر                         
بهشت گمشده و نقاشی های اختصاصی گوستاو دوره (داستان هبوط شیطان از بهشت به روایت تصاویر)
خلاصه داستان هفت خوان رستم 
سنخ شناسی ریاضت و عرفان      
نگاهی به خلقت زن از دیدگاه معنوی  
دانلود موسیقی عرفانی با صدای شکیلا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 1:2  توسط ekist64  | 

اکنکار چیست؟اعتقادات اصلی اکنکار و برخی پرسشهای متداول

 

اک ویدیا

هرآنکس و هر آنچیزی که زاده یا انجام یافته در هر لحظه ای از زمان باشدصاحب کیفیات آن لحظه از زمان است

زندگی به طور کلی خلاصه میشود در تلاشی که در آن آدمی با یه خدمت گرفتن شناخته هایش باید بر ناشناخته ها غلبه کند.همه جا مردم در سعی و کوشش اند تا آینده را پیش بینی کنند،شاید بتوانند با آمادگی بیشتری به استقبالش بروند.کل  داستان در اک ویدیا نیز بر اساس نفوذ کردن به اقالیمی است که عموما ساحتهای ناشناخته ای هستند که هنوز توسط صاحب نظران زمینه های روانی،دانشمندان،عارفین و قدیسین کشف نشده اند.

اک ویدیا بر ما فاش می سازد که یک طرح مجرد فراسوی همه زندگی پنهان است.دانشمندان به این اعتراف کردند که پیکری از دانایی(هوشیاری)در اطراف انسان وجود دارد که حاکم بر رفتار ماده و جسم است.اک ویدیا به مراتب قدمی فراتر از این بر می دارد.یعنی اطلاع از علیتهای زندگی و دانش پیشگویی آنها.

اک ویدیا بر اساس دوره های حیات عمل میکند.اگر چه بعضی از سیستم های پیشگویی دانش خود را بر این اساس بنا کرده اند،معذالک این ا صل عموما فهم نشده.هر چیزی در زندگی یک فرد در این سیاره به بخشهایی از هفت تقسیم میشود.هر هفت سال یک بار ما دوره ای را به پایان می سانیم و دوره جدیدی آغاز می نماییم.ولیکن درون اینها دوره های کوچکتری هستند که باز هم ضرائبی از هفت می باشند و به ترتیب از سال ،ماه،روز و ساعت و دقیقه تقسیم میشوند.بعد از سپری کردن هفتمین واحد از هر یک از این دوره ها،تغییر بلا تردیدی در زندگی ما رخ خواهد داد یا بسوی بهتر شدن یا بدتر شدن.

این بعهده خود شخص است که تغییرات ظریف را تشخیص داده و هنگام پیش آمدن آنها را با خود تنظیم کند.تغییرات کوچکتر همیشه بر روی تغییرات بزرگتر موثر واقع میشوند.بنابریان ،هنگامیکه شخص قادر باشد دوره های کوچکتر را درون خود بازیابی کند،آنگاه قادر خواهد بود کنترل خویش را از درون بدست گیردکه تمامی کیهان اوست؛همانی که همواره با خود حمل میکند.

اک ویدیا یکی از جنبه های سی و دو گانه اکنکار می باشد که به منظور بدست آوردن شناخت کامل سوگماد(سوگماد در اکنکار نام بالاترین مقام متعال می باشد.) به جستجو گران طریق الهی ارائه میشود.


 دوره های اک ویدیا به داوازده بخش دوازده ساله تقسیم شده است.هر یک از دوازده ماه سال در تبع یک جوهر گرانبها نامگذاری شده.

دوره های اک ویدیادر مطابقت با تقویم شمسی و میلادی

نام ماه در جهانهای اک مطابقت با تقویم شمسی و جواهر مربوطه مطابقت با تقویم میلادی
آستیک  ( به معنای )  روزهای خرد ۱۱دی-۱۲بهمن-ماه زمرد ژانویه
اوتورات ( به معنای )   روزهای عشق ۱۲بهمن-۱۱اسفند-یشم خطایی فوریه
گارواتا  ( به معنای )  روزهای شادی ۱۱اسفند-۱۲ فروردین-یشم سبز مارس
اپیکا     ( به معنای )   روزهای امید ۱۲فروردین-۱۱اردیبهشت-عین الشمس آوریل
رالوت  ( به معنای )  روزهای حقیقت ۱۱اردیبهشت-۱۱خرداد-سافیر می
ساهاک ( به معنای )   روزهای موسیقی ۱۱خرداد-۱۰ تیر-مروارید حجرالقمر جون یا ژوئن
کامیتوک( به معنای )  روزهای آزادی ۱۰تیر-۱۰ مرداد-یاقوت جولای یا ژوئیه
موکشوو( به معنای )  روزهای نور ۱۰مرداد-۱۰شهریور-الماس آگوست
زیانی  ( به معنای )  روزهای دوستی ۱۰شهریور -۹مهر-عقیق سپتامبر
پاری ناما ( به معنای )  روزهای زیبایی ۹ مهر -۱۰ آبان-یشم سبز اکتبر
هورتار( به معنای )  روزهای ثروت ۱۰آبان-۱۰آذر-مروارید نوامبر
نی یامگ( به معنای )  روزهای ایثار ۱۰آذر -۱۱دی-عقیق سلیمانی(رنکارنگ)

دسامبر

 نکته:دوستان عزیز در نظرداشته باشند که این خصوصیات چه مثبت و چه منفی که برای متولدین هر ماه ذکر شده دلیل بر خوب یا بد بودن آنها نیست.اینها دوره هاییست که یک روح برای رسیدن به سرحد کمال باید از سر بگذراند و هر یک از این دوره ها نیز می تواند در درون دوره های کوچکتری تجربه شود.یعنی کسی که در دوره آستیک بدنیا آمده باشد می تواند تجربه های دوره های دیگر را نیز از سر بگذراند ،چون این مراحل هر کدام در دوران کوچکتری نیز تجربه می شوند.و همچنین امکان دارد خیلی از این صفات و خصوصیات بدلایل مختلف در ما پنهان مانده باشد و به شکوفایی نرسیده باشد.

اما به طور کلی این خصوصیات با این افراد مطابقت دارد و زمانی که این اشخاص شروع به پیشرفت معنوی می کنند این صفات در آنها بروز پیدا می کند که باید با کمک و استعانت از استاد حق در قید حیات،ماهانتا هر یک از این مراحل را پشت سر گذارند.

به عنوان مثال خود من در ماه گارواتا روزهای شادی به دنیا آمده ام.

 

۱-ماه آستیک؛ماه زمرد،سفر نخستین روح است که در طی آن ظواهر و پدیده ها،مهم قلمداد می شودو حقیقت اسرار از اعتبار چندانی برخوردار نمی شود.اعتقاد به نفس و قاطعیت بلاعزلی در خصوص کسب پیروزی در فرد نمایان است.

۲-سفر دوم در عهد حجرالدم پیش می آید که نامش اوتورات یا روزهای عشق است.در این دوره انگشت تاکید بر اهمیت عشق ،دوستی (همدمی)و ثروت گذاشته شده است.روح سفر به تنهایی را دراین دوره نمی پسندد و میل دارد تمام هدفها و مقاصدش را با دیگرا نسهیم شود.این تمایل شامل سهیم شدن در خوشی ها،پیروزی ها و مشکلات می باشد.نیاز حیاتی به عشق ورزیدن از شاخص های بارز این دوره است.ولیکن نیاز بیش از حد آن به بازگشت عشق استبه همچنین،ظرفیتی در آن مشهود است که طی آن فرد خطاهای خود را از نقطه نظری مستدل می پذیرد و تا حد قابل ملاحظه ای به اصلا معایب خویش اقدام میکند.

۳-قدم سوم در این طی طریق در مدت استیلای سنگ یشم سبز یا دوره گارواتا سپری می شود که به روزهای شادی ملقب است.این زمانی است که در آن روح بی تاب است و احساس عمیقی از اضطرار به همراه دارد.اگر چه همواره احساسی از عدم رضایت در وی مشهود است،معذالک روح از یافتن روح دیگری که خلاُ اتحاد را برایش پر سازد،احساس شعفی بس خطیر می کند و باعث می شوداز درجات بالاییی از خوشی بهرور شود. 

از سوی دیگر اگر این روح در این زندگی نتواند جفت معنوی خویش را بیابد احتمال دارد شدیداًتحت تاثیر قدرت ذهن(کل)واقع شده و از کُل حیات نا امید شود.او می تواند از تمام اجتماع کناره بگیرد و به شدت انتقام جو باشد و نومیدی خویش را با قدرت ابراز کند.ولیکن در کُل او شخصی است خوشحال تر از اینها و آن هم به خاطر خمیره فراخ گویی اوست.

۴-قدم چهارم در این راه اِبیکا یا روزهای امید نام دارد.این دوره جستجوی اکبر روح برای صلح است.به طوری که گویی از جزر مدهای سه دوره گذشته به تنگ آمده باشد.احتیاجی در افراد این دوره مشهود است به اینکه تلاشهای بیرونی را به گوشه ای رها کرده و در درون به جستجوی پاسخ بپردازد.

در این دوره حساسیت زیادی در رابطه با نیاز به تغییر دادن چیزی در محیط اطراف یا نقل مکان کردن به خانه ای تازه یا سفر کردن وجود دارد.احساس بسیار پرقدرتی در رابطه با سنت ها،امور متعارف و این اعتقاد وجود دارد که می شود بدون تلاش فیزیکی و جدالهای مادی بر سرنوشت پیروز شد.احساس با عظمتی از امید به اینکه همه چیز به خوبی می انجامد مشهود است.بدون اینکه از خود یا دیگری جویای احوال باشد.

۵-قدم پنجم این طی طریق به نام رالوت یا روزهای حقیقت می باشد.این دوره ایست که روح در آن معامله می کند،چانه می زند،دادو ستد دارد و نیاز مبرمی به بروز دادن جستجوی های درون به بیرون مشهود است.اینها روزهای حقیقت هستند،هنگامیکه روح تردید ندارد از اینکه جایگاهش تاج و تخت پدری خداست.

لکن در اینجا روح اعتقاد عمیقی به خویش کسب می کند و اهمیت بسزایی برای خود قائل می شود.این یک دروه سبک سری عجیبی است که در آن انبوهی از اکتسابات مادی،شعتف،شهرت و قدرت شخصی تجربه می شود.

۶-قدم ششم در طی طریق روح از آن ساهاک یا روزهای موسیقی می باشد.این دوره ایست که در آن روح پس از طی سفرهای قدرت و شهرت در جستجوی نقطه ای ارام است که در آن به سرئوشت خویش بپردازد.با وجود میل  به سکوت و آرامش،این دوره رکود نیست،بلکه در آن انگیزه تولد و تولد دوباره و زاد و ولد قدرتهای درون مشهود است.

آرامش و هماهنگی نصیب وی می شود.ظهور با شکوهی از محبت و هماهنگی با احساسی از سپاس و قدر دانی از بهر آنچه نصیب وی شده او را آکنده می کند.این به مانند موسیقی برای روح می ماند.

۷-مرحله هفتم در این طی طریق با نام کامیتوک یا روزهای آزادی است.این برهه ایست که در آن آزادی از طریق دانش کسب می شود.همانطور که در طبقات دیگر توسط محافظین شریعت کی سوگماد،کتاب مقدس اکنکار آموزش داده می شود و این تاکید کننده این است که روح آگاه است که چه چیزی ممکن است و چه چیزی نا ممکن و دارای مقصود و هدف مشخصی می باشد.

آنهایی که در این مرحله اند می توانند تجربه های اسراری عمیقی داشته باشند و صاحب درک شده موجبات عمده ای در حرکات معنوی زمانه خود باشد.

۸- هشتمین قدم ،مرحله ایست که در آن روح از هوشیاری عظیمی بهره مند می شود.این عهد الماس است که آن را موکشوو یا روزهای نور خوانده اند.این دوره نمایشگر مبارزه جویی است با اسرار و ترجمه دانش معنوی به حقایق بزرگ.لکن،روح هر آنچه دانش که در این دوره باشد را کسب می کند و به تغییرات قابل ملاحظه ای دست می یابد.

اگر چه پاسخ های که روح در طلب آنهاست،او را به استیصال می کشاند و او با بررسی و به مبارزه خواندن نیازهای معنوی خویش برای بقا در جهانهای خدا روبروست.این قدم بسیار دشواری است.اما روح که تا به اینجا رسیده است می تواند از پس آن برآید.

۹-قدم نهم در این طریق به زیانی یا روزهای دوستی موسوم است.این یک سفر امتحان است که در آن روح می تواند تمامی آنچه را که در جهانهای تحتانی یافت می شود،کسب کند به علاوه بیشتر آنچه طبقات فوقانی برای عرضه کردن دارد.این سفر موفقیت های شایان ،قدرت ،پاداش اکتساب و شکوه است.

این هنگامی است که روح می تواند شکستهای زیادی را متحمل شده،هنوز به سوی موفقیت در بسیاری از امور معنوی بتازد.به طوری که این دانش برایش مسجل شده که همواره قدم بعدی برای برداشتن انتظار می کشد و اینکه جستجو برای خداشناسی پایان ندارد.

 ۱۰-دوره دهم در این راه به نام پاری ناما یا روزهای زیبایی موسوم می باشد.این دوره ای است ساکت و آرام که در طی آن روح در می یابد مقصود نهایی از برای مصلحت عموم است.نه طلب شکوه و احساس  افتخار.

احساسی از تنهایی در این دوره حس می شود که ناشی از ناکاملی روح است که به تزکیه دست نیافته و این وقتی است که روح به فهمی عمیق و رفیع و در عین حال ساده نائل می آید مبنی بر اینکه سفر در ابدیت پایانی ندارد.همه در تغییر است و گویی هیچ تلاشی در راستای سفر در طریق بی پایان آدمی در راه نیل به آزادی تکافو نمی کند.با این وجود،روح همواره با زیبایی های زندگی رو در رو می شود و همین او را به حرکت به سوی خدا وا می دارد.

۱۱-سفر یازدهم از آن مروارید است به نام هورتار و یا روزهای ثروت موسوم است.روح اکنون،آغاز می کند به دیدن و حس کردن رهایی از سایر قدمها در طریق اکنکار.او میل دارد پرواز کند و همه پیوند های اسیر کننده را پشت سر بگذارد.روح می خواهد هر چه زودتر خویش را از شر کالبد ها رها سازد و جستجویش را با یافتن ،ماهانتا؛استاد حق در قید حیات شدت می گیرد.

روح در این مرحله میل وافری دارد که هر آنچه را که به گذشته تعلق دارد رها کند و به پیروی از استاد حق در قید حیات بشتابد.اکثر کسانی که تحت این نشان تولد می یابند از نیت های والا  و احساس وسیعی از آزادی آکنده اند.آنها عاطفی ،زود رنج و حساس بوده و به آسانی صدمه دیده و نا امید می شوند.

۱۲-آخرین قدم ،مرحله دوازدهم،دوره عقیق سیلمانی،به نام نی یامگ یا روزهای ایثار می باشد.این دورانی است که در آن راز زندگی حل می شود و روح جایگاه خویش را در میان طرح بزرگتری از زندگی می یابد.او به تکامل چرخ زندگی رسیده و دیگر جایی برای رفتن نیست.زیرا اکنون ارزش زندگی ،بیرون از زندگی قرار گرفته است.جلال و جبروت و زرق و برق دنیا برایش معنایی ندارد و اکنون این آرزو را در سینه دارد که به وضعیتی آسمانی نائل شده و همکار خدا شود.


نکته: به عنوان مثال اگر شخصی زندگی در این کیهان در ماه آستیک شروع کند که به روزهای خرد موسوم است.تجربیات متفاوتی با کسانی خواهد داشت که در هر دوره دیگری تولد یافته باشند.این شخص همواره به عنوان یک شخص نا شکیبا مشهور است و در امر ازدواج خود یا والدینس دچار درگیری های مشکل آفرینی می شود.این بخشی از سفر اوست که در طی آن شجاعت و شهانت راجهت طی مراحل دیگر تجربه می کند.او باید مجموعا یک لاک را تحت این علامت که نخستین نشان از نشانهای اک ویدیا است بگذراند.

یک لاک در بهاواچاکرا یا چرخ زندگی معادل یکصد هزار دوره می باشد.

لازم به تذکر است که در بسیاری از موارد واحدهای زمانی مستخرج از تقسیمات زمانی طبقه اثیری هستند و هر سال آن احتمال دارد شامل چند یا صدها سال زمین شود.زمان در سیارات نسبی است و در رابطه با گردش سیاره محاسبه می شود.بنابراین نمی تواند به عنوان معیار در کل هستی قابل استناد باشد.

نظرات شما در اینجا



 

 

 

 اکنکار چیست؟اعتقادات اصلی اکنکار و برخی پرسشهای متداول

 

 قوانین معنوی اک

 آیا هیچ گاه این جمله را شنیده اید که جهل  به  قانون از هیچکس مسموع  نیست ؟ این در مورد  قوانین معنوی نیز صدق دارد .

قوانین معنوی همانند قانون جاذبه ، به طور دقیق و همگانی عمل می کنند . مطالعه عملکرد قوانین اک یا روح مقدس ، در زندگی قدم مهمی  جهت  تسلط بر نفس می باشد . هنگامی که اهمیت آنها  را درک کنید ، انتخاب های درست تری می کنید .

وقتی مبدل به خالقین آگاه زندگی های خود بشویم ، با آرامش  بیشتری با مبارزات زندگی   مواجه خواهیم  شد . زیرا می دانیم هر لحظه  که بخواهیم تصمیم گیری های مهمی انجام دهیم ، به منابع معنوی مراجعه می کنیم .

قوانین معنوی توسط اساتید اک در مباحثه و نوشته ها  منور گشته اند . بسیاری از آنها در این  کتاب مرجع بسیار ساده جهت ادراک ومطالعات شخصی ، گردآوری شده اند .

دربارهء اصول معنوی که حکمت ، آزادی و محبت به همراه می آورند،بیاموزید . با ادراک بهتر قوانین معنوی اک تقدیر خود را به دست گیرید .

اصل بنیادین سفر روح این است که انسان روح می باشد ، و بنا بر ارادهء خود قادر به حرکت با کالبد روحانی خویش از مناطق مرئی به مناطق نامرئی است . هنگامی که در این عمل مهارت یابد نتایجی همچون آزادی ، خیر خواهی و حکمت نصیبش می گردد ،اینها خصوصیات خدا گونه  نهفته در هر روح می باشند  و تحولات معنوی خویش حقیقی بایستی با تمام  درخشندگی اش  مورد توجه روح  قرار گیرند .

برگرفته ازکتاب اکنکار کلید جهانهای اسرار

 


 قوانین معنوی ، حاکم بر جهان های درونی و بیرونی ما هستند . جهت کند و کاو جهان های درونی خداوند از طریق سفر روح ، آگاهی از این قوانین حیاتی ضرورت دارد . همان گونه که سری هارولد کلمپ ، استاد اک  در قید  حیات  ، ماهانتا ، در کتاب   "  چگونه  خداوند  را پیدا  کنیم  "  ، می نویسد :  هدف واقعی این زندگی آموختن قوانین نظام معنوی است تا  بتوانیم ارباب  حقوق  خود باشیم .

ولی آموختن این قوانین فقط قدم اول است ، زیرا به کار بردن صمیمانهء  آنها در امور جزئی زندگی علامت  هشیاری واقعی است . این هشیاری از طریق اجرای مداوم تمرینات معنوی  اک به دست می آید که چلا را به تجربیات نور و صوت می رساند .

این کتاب حاوی عبارات تفکر انگیزی از جانب دو استاد اک سری هارولد کلمپ و پال توئیچل می باشد که بر اساس این نظام معنوی زندگی کرده اند و به جوینده راههای عملی ادراک و اجرای آنها را نشان می دهند.

در میان این صفحات ابزارفوق العاده ای جهت  زندگی بخشیدن به مطالعات معنوی  شخصی و مسیر استادی  شما  قرار  دارند .

همه چیز از آسمان گرفته تا زمین تحت حمایت آن می باشد،که صدای ضعیف ملخی را می شنود  و در برابر  بلند ترین دعاهای ما ،  به نظر  می رسد  ناشنواست ............


   دانلود کتاب قوانین معنوی اک

 هو

 

به نام سوگماد

          به  نام  اک

                 به نام ماهانتا

                       و به نام عشق ...

در ابتدا باید خدمت شما دوستان عزیز عرض کنم که این کتاب توسط دوست عزیزم لاله به دست من رسید و برای شما در اینجا قرار دادم.امید وارم مورد استفاده شما قرار بگیره.

از زحمات این دوست عزیز هم قدر دانی میکنیم و به امید اینکه پاداش این کار را از طرف اک دریافت کنند.

برای دانلود کتاب به آخر صفحه رجوع کنید و نظر هم یادتون نره..........

قوانین معنوی

  فهرست 

 

عنوان                         

* قوانین معنوی اک

* پیشگفتار

* فصل اول : قوانین حکمت

    * علت

    * آگاهی

    * خداوند

    * فیض

    * هیو

    * زندگی

    * موگشا

    * عالم فیزیکی

    * روح ( فردی )

    * روح ( جمعی )

    * عدم کمال معنوی

    * سه اصل بنیادین اکنکار

 

* فصل دوم : قوانین آزادی

    * رفتار

    * تعادل

    * عدم وابستگی

    * نظام طبیعت

    * تقلید

    * قوانین نامرئی

    * کارما

    * طبیعت

    * تضاد

    * تلاش معکوس

    * وحدت

    * ارتعاشات

* فصل سوم : قوانین خیر خواهی

    * چلا ، قوانین و مقررات

    * خلاقیت

    * داندا ، قانون عدالت

    * دهارما

    * چهار زوآس

    * عشق

    * عدم مداخله

    * سکوت

 

ghavanine_maanavi.

نظرات شما در اینجا



دانلود کتابهای اینترنتی اکنکار 

با سلام به شما دوستان عزیز ،با پنج کتاب آغاز کردیم و به امید یاری ماهانتا ادامه میدهیم.....

نام کتاب:نسیم تحول

نویسنده :هارولد کلمپ

File typeنسیم تحول


نام کتاب:آزادی معنوی چیست؟

نویسنده: سری هارولد کلمپ

File typeآزادی معنوی چیست؟


نام کتاب:بیگانه ای بر لب رودخانه

نویسنده:پال توئیچل

File typeبیگانه ای بر لب رودخانه


نام کتاب:گزیده ای از داستانهای ماهانتا

نویسنده:هارولد کلمپ

File typeگزیده ای از داستانهای ماهانتا


نام کتاب:نامه های طریق نور

نویسنده :پال توئیچل

File typeنامه های طریق نور



 

اكنكار چيست ؟

مقدمه:

 
اكنكار، دانش باستاني سفرروح يك شاه راه مستقيم براي رسيدن به خداشناسيست. جهان هاي آسماني فراسوي ديد آدميان قراردارند .ولاکن همانقدر واقعي هستند كه زميني كه برآن قدم برمي داريم . سفينه ها فضايي قرن بيستم آدمي را به سوي مرزهاي شگفت انگيز فضا پرتاب مي كنند .اما تكليف كيهان هاي درون چيست؟
 
متاسفانه اين اقاليم همچون سياه چاله اي درپس ابهام و راز باقي مانده اند .سرعتهاي برق آساي امروزفرصت زيادي براي اين سوال باقي نمي گذارند من دراين دنيا چه مي كنم ؟ جستجوي ما براي عشق حكمت وآزادي تا بدينجا بيشتر راه بيهودگي پيموده است .آنگاه چشمانمان به واژه افسونگر سفرروح مي افتد.
 
آيا شهامت اين اميدواري را داريم. سفرروح وسيله اي است كه قديسين بزرگ هميشه به كارگرفته اند تا اسرار اقاليم خدا را هنگام به سربردن دركالبد جسماني بيابند .
 
(تو بمیر ای خواجه قبل از مردنت............ تا  نبینی  سختی  جان  دادنت)
(نه چنان مرگی که درگوری شوی.........بل چنان مرگی که در نوری روی مولانا)
 
امروزه جهانهاي الهي دوباره مسافرين خسته وبي قرار را به خود مي خوانند .تمام آنچه آدمي براي اين اقدام نيازدارد عبارت است ازيك نقشه راهنما ويك قلب مشتاق . اكنكاركليد جهان هاي اسرارهمان نقشه است اما اشتياق وكنجكاوي سهمي است كه خواننده بايد ازخود بگذارد.
 
جهان به سرعت به مهم‌ترين مقاطع تاريخ نزديك مي شود .بهره گرفتن ازاين دانش باستاني دراين برهه بي نهايت ضرورت دارد. همگي براي سفر به جهانهاي اثيري ،علي، ذهني، و روح آماده شويد پرواز هم اكنون آغازمي شود خوش آمديد.
 
شعر حافظ

 توضیح کاملتر
 
اِکَنکار طریقت قدیمی است که در حدود سال ۱۹۶۵ از حالت پنهانی در آمد. بنیانگذار این طریقت پال توئیچل بود. مرکز این طریقت در شهر چن‌هسن در ایالت مینه‌سوتا در آمریکا است.
افزودن نکته اي لازم است و آن اينکه سري پال توئيچل از سوي نظام وايراگي مامور احياي طريقتي باستاني گشت که ان را به نام باستاني اکنکار به جهانيان معرفي کرد.اکنکار ربشه اي باستاني دارد که در عصر حاضر از خفا به عيان رو کرد.معناي ان همکاري با خداوند مي باشد.
پیروان این طریقت معتقدند که اکنکار دانش باستانی سفر
روح است. مقوله‌ای درباره انعکاس آگاهی درونی است که از میان وضعیت‌های تحتانی به وضعیتهای شعفناک و نشئه‌آور الهی سفر می‌کند.
این عمل از طریق دسته‌ای از تمرینات معنوی انجام می‌گیرد که پیروان این علم از آن آگاهند.
اكنكار بر ارزش تجربيات معنوى به عنوان طبيعى‌ترين راه بازگشت به سوى خداوند تاكيد دارد.
اين راه به شما مى‌آموزد كه چگونه براى افزايش آگاهى و لذت بردن از آزادى معنوى به درونتان بنگريد و گوش فرا دهيد.
توسط آموزشها و تمرينات معنوى اكنكار خواهيد توانست يك زندگى شاد، پر ثمر و متعادل داشته باشيد و همچنين به اكتشاف جهانهای معنوی خداوند بپردازيد. همچنين آموزشهاى اكنكار بر دو ويژگى روح مقدس يعنى نور و صوت تاكيد دارد و توسط اين آموزشها خواهيم توانست با نور و صوت خداوند ارتباط برقرار كنيم و آنرا ببينيم و بشنويم.
 
 با بهره بردن از آموزشهاى اكنكار و تمرينات معنوى آن خواهيم توانست حضور روح مقدس را در زندگيمان تشخيص دهيم و مى‌آموزيم كه ما روح هستيم، بارقه‌اى از خداوند كه براى كسب تجربيات معنوى به اين دنيا فرستاده شده‌ايم. و همينطور كه شكوفايى معنوى حاصل مى‌كنيم، مى‌آموزيم كه عشق خداوند را از طريق خدمت به ديگران بيان كنيم.
 

 
اعتقادات اصلی اکنکار
 
روح ابدی و هویت حقیقی فرد است.
روح وجود دارد زيرا خداوند عاشق آن است.
روح در سفری برای شناخت خود و خداست.
شکوفایی معنوی می‌تواند با تماس آگاهانه با اک(روح مقدس) تسریع شود.
این تماس می‌تواند در طی تمرینات معنوی اک و با راهنمایی ماهانتا،استاد حق در قيد حيات حاصل شود.
ماهانتا، استاد در قید حیات اک رهبر معنوی اکنکار است.
تجربه و آزادی معنوی در این زندگی برای همه میسر است.
شما می‌توانید به طور فعالانه جهانهای معنوی را از طریق سفر روح، رویاها و روش های دیگر مورد بررسی قرار دهید .

 
برخي پرسشهاي متداول
 
سوال: آیا اکنکار ادعا می کند که تنها راه به سوی خداوند است؟
 
جواب: راههای زیادی به سوی خدا هست، و اکنکار یکی از آنهاست. با این وجود، اکنکار مدعی است که مستقیم ترین مسیر به سوی خداوند است.

سوال از يك اكيست: راه مستقيم به سوي خداوند راهي است كه از سوي خود خداوند باشد. اين راه نيز توسط پيامبران ارائه مي شود. پيامبران با ارائه معجزه به ما مي فهمانند كه از سوي خدا آمده اند. ماهانتا ، سري هارولد كلمپ و ساير رهبران اكنكار چه دليل و معجزه اي دارند كه از سوي خداوند آمده اند؟ صرف يك ادعا نمي تواند پذيرفتني باشد؟.
 
پاسخ یک محقق (غیر اکیست): رهبران اکنکار ادعای آوردن یک دین جدید نکرده اند. اکنکار یک دانش باستانی است که خواستگاه آن کاملا مشخص نیست و پال توئیچل آن را در عصر جدید دوباره به جهان عرضه کرد. البته ظاهرا در کشورهای آسیایی گسترش بیشتری داشته چرا که اساتید اکنکار در عصر جدید برای اولین بار در آسیا با این مکتب آشنا شده اند. با این حال اساتید اکنکار از قدرتهای روحی و معنوی برخوردار هستند٬ اگرچه نمیتوان اسم معجزه بر آن گذاشت.

سوال: آیا اکنکار از هندوستان آمده است؟
 
جواب :آموزشهای اکنکار از سپیده دم زمان به شکلهای مختلف در این سیاره بوده اند. هیچ کشوری نمی تواند ادعا کند که زادگاه آنها است. به هرحال این آموزشها به ندرت آشکارا و عمومی تعلیم داده شده اند، همچون از زمانی که بنیان گذار اکنکار، پال توییچل، آنها را در میانه قرن بیستم به شکل نوینی به ارمغان آورد.

سوال از يك اكيست: به چه دليل مي گوييد پال توييچل آن ها را بنيان گذاشته . شما از يك سو ادعا مي كنيد اكنكار دانش باستاني است و از سوي ديگر مي گوييد چند دهه از تاسيس آن بيشتر نمي گذرد. به اين مي گويند يك بام و دو هوا. عقيده مندان به اكنكار نمي توانند كپي برداري توييچل از تك تك عقايد هندوئيسم را ناديده بگيرند از تناسخ گرفته تا ساير باورها. به راستي به اين سوال پاسخ دهيد كه اكنكار تناسخ را از كجا آورده است؟
پاسخ یک محقق (غیر اکیست): پال توئیچل بنیان گذار اکنکار نیست. فقط به عنوان یکی از رهبران اکنکار در عصر جدید به آن مسیری نو بخشیده و آن را از در جهان گسترش داده. و در باره تناسخ اگر دفت کنید ادیان بسیاری به تناسخ اعتقاد دارند و اصولا ادیان یا به تناسخ اعتقاد دارند یا ندارند. علی الخصوص در آسیا عقیده بر تناسخ خیلی رایج است.

سوال: آیا اعضای اکنکار استاد زنده اک را نیایش می کنند؟
 
جواب:اعضای اکنکار احترام عمیقی برای استاد زنده اک قائلند، اما او را نیایش نمی کنند. تمامی استادان اک وابستگی و دلبستگی احساسی به یک شخصیت را منع می کنند.

سوال از يك اكيست: اگر اين وابستگي احساسي منع شده است ، پس چرا تمرينات معنوي اك پيوسته بر ايجاد اين رابطه عاطفي تاكيد مي شود؟
پاسخ یک محقق (غیر اکیست): هیچ چیز نباید از اعتدال خارج شود.

سوال: چه کسی استاد زنده اک را تعیین می کند؟
 
جواب: استاد زنده اک به‌وسیله سوگماد (خداوند) انتخاب می شود. هر استاد زنده اک جانشین خود را تربیت می کند.

سوال: استاد زنده اک در حال حاضر کیست؟ (2006)
 
جواب:استاد زنده اک در حال حاضر سری هارولد کلمپ است. او در سال 1981 ماهانتا، استاد زنده اک گردید.

سوال: چه تعداد طبقه (سطح) وجود دارد؟
 
جواب:بیشمار طبقه و زیرطبقه وجود دارد. جهانهای پایین شامل سطوح فیزیکی(مادی)، اثیری(اختری)، علی(سببی)، ذهنی و اتری هستند. نخستین سطح فراتر از جهانهای پایینی به عنوان طبقه روح شناخته می شود. به همین ترتیب سطوح بسیاری بالاتر از آن وجود دارند.

سوال: آیا سفر روح مشابه سفر اثیری است؟
 
جواب: خیر. سفر اثیری روشی پر زحمت و محدود برای ترک بدن است. یادگیری سفر روح ساده تر است و به طریق کاملاً متفاوتی عمل می کند، یعنی گسترش آگاهی فرد با نور و صوت خداوند. سفر اثیری محدود به طبقه اثیری است، درحالیکه سفر روح می تواند در تمامی سطوح تا طبقه روح صورت گیرد.

سوال:آیا خلاص شدن از شر همه کارمای فرد در یک زندگی امکان پذیر است؟
 
جواب: بله. برنامه رهاسازی که توسط استاد زنده اک سرپرستی می شود دانشجو را قادر می کند که کارمای خود را پشت سر بگذارد و همین جا در روی زمین، پیش از آن که به جهان بعدی نقل مکان کند، آموزش خویش را تکمیل نماید.
(من که امروزم بهشت نقد حاصل می شود .....وعده فردای زاهد را چرا باور کنم.حافظ) 
بیشتر این تسویه حساب کارمیک در حالت رویا رخ می دهد، گاهی یکباره در چندین سطح. این مزیتی بزرگ برای همه کسانی است که در پی بناکردن پایگاهی در جهانهای رفیع خداوند هستند.

سوال: آیا اکنکار زندگی مرا ساده تر می کند؟
 
جواب: هدف اکنکار این است که به شما کمک کند تا رابطه کاری نزدیکتری با روح القدس ایجاد کنید. این، درک، خرد، عشق، و دسته ای از ابزارهای معنوی را در برخورد با موقعیت ها و مبارزات زندگی فراهم می کند.

سوال:- آیا اکنکار افراد روحانی دارد؟ اگر چنین است، آنها چگونه واجد شرایط می گردند؟
 
جواب:اعضایی که به وصلهای بالا رسیده اند - پنجم و بالاتر - ممکن است صلاحیت فرد روحانی اکنکار را پیدا کنند. پرورش معنوی برای چنین جایگاهی عموماً پانزده تا بیست سال طول می کشد. افراد روحانی اکنکار دسته ای از اعمال معنوی را اجرا می کنند و داوطلبانه و بدون درخواست پاداشی در اجتماع خدمت می کنند.

سوال:- آیا اکنکار قصد دارد که سبب ایجاد صلح جهانی گردد؟
 
جواب: استادان اک به دانشجویانشان یاد آور می شوند که جهان فیزیکی آمیخته ای از بسیاری از انواع تجربیات با روح هایی با درجه کمال متفاوت است. خداوند آن را اینگونه طراحی کرده است. اکنکار تنها قصد دارد که به روح در سفر بازگشتش به سوی خداوند یاری رساند.

سوال:- آیا اکنکار شاخه ای از یک آیین دیگر است؟
 
جواب: خیر. درحالیکه ممکن است محققین درباره قدمت آن بحث کنند و به نتایج متفاوتی برسند، بنیان های اکنکار ریشه در روزگار باستان دارند. استادان اک در هر قسمتی از جهان در مراحل مختلف تاریخ فعالیت کرده اند و درتکامل بسیاری از راههای مذهبی دیگر موثر بوده اند.

سوال:- آیا اکنکار قوانین یا محدودیتهایی چون دستورالعمل و راهنمای پوشیدن لباس یا رژیم غذایی دارد؟
جواب:قوانین یا محدودیتهایی از این نوع در اکنکار وجود ندارد. با این وجود، از دانشجویان انتظار می رود که بالاترین سطح استاندارد اخلاقی و رفتار فردی را مورد ملاحظه قرار دهند. کشیدن سیگار و نوشیدن الکل منع شده اند. استفاده از مخدرها و داروها (drugs)، مگر برای معالجه پزشکی، به عنوان گامی به عقب در رهایی معنوی فرد نگریسته می شود و به شدت منع گردیده است.

سوال:- آیا اکنکار با سقط جنین یا همجنس بازی مخالفت می کند؟
 
جواب:اکنکار می آموزد که روح ابدی و فناناپذیر است و اینکه روح اینجا بر روی زمین است تا تجربه کسب کند. اکنکار موضوعاتی از قبیل سقط جنین، طلاق، یا گرایش جنسی را به عنوان تصمیماتی شخصی در نظر گرفته و به عنوان یک سازمان نظری نمی دهد.

سوال:- آیا اکنکار کتاب مقدسی دارد؟
 
جواب:بله. آن به عنوان «شریعت-کی-سوگماد» شناخته می شود که به معنی "راه جاودانی" است، و شامل حدودا دوازده جلد می باشد. دو جلد نخست منتشر شده اند، درحالیکه بقیه ممکن است در طبقات درونی مورد کنکاش قرا گیرند.

سوال:- آیا هزینه پیروی از اکنکار زیاد است؟
 
جواب:خیر. اکنکار مبلغی اهدایی برای عضویت همراه با هر سال عضویت درخواست می کند که مبلغ پیشنهادی در کشورهای توسعه یافته 130 دلار برای اشخاص یا 160دلار برای خانواده،و درکشورهای درحال توسعه 50 دلار برای شخص یا 75دلار برای خانواده است. (2006)

سوال:- آیا می توانم اکنکار را به تنهایی در خانه خودم مطالعه کنم؟
 
جواب:بله. برخی از اعضا مطالعه خصوصی آموزشنامه های اک را انتخاب می کنند و ارتباط کمی با اعضای دیگر دارند.

سوال:- آیا می توانم اکنکار را بدون عضویت تمرین کنم؟
 
جواب:بله. ماهانتا، استاد زنده اک با تمام جویندگانی که به او برای راهنمایی و محافظت توجه می کنند از نظر معنوی کار می کند. با وجود این، وصلهای اک و برنامه های ویژه آموزشی که به وسیله استاد زنده اک تهیه می شوند تنها برای جویندگانی قابل دستیابی هستند که اکنکار را به عنوان مسیر معنوی خود انتخاب می کنند و به عضویت در می آیند.

سوال:- آیا اعضا می توانند اکنکار را به انتخاب خودشان ترک کنند؟
 
جواب:بله. نگه داشتن دیگران در یک مسیر خاص بر خلاف میلشان، تخلفی جدی از قوانین معنوی است.


دوستان عزیز نظرات خود را در اینجا درج کنید
 
ماخذ اصلی:برای دیدن به اینجا بروید،امیدوارم که نگارنده اصلی این مطلب رضایت داشته باشند،خواستم به ایشان خبر بدم ولی نشد........


  موشکافان وفرهیختگان علوم مادی مناسب جامعه ماهانتا نیستند،زیرا سرشار از خود پرستی بوده و به او ایمان نمی آورند

گزیده ای از شریعت کی سوگماد(جلد دوم صفحه۳۱۵):

 

در چار چوب اکنکار پرستش معلمین معنایی ندارد(در متون اک عزیز داشتن و تکریم هر چیز معادل واژه Worshipو به معنای پرستش قرار می گیرد.مترجم.هوشنگ.اهرپور).اگر کسی فکر کند که بایستی پرستشی سخت و اکید را نسبت به ماهانتا ،استاد حق در قید حیات ،یا هر یک از مهدیس ها و یا واصلین بالا از خود نمایش دهد به بیراهه رفته است.

سوگماد در ذات خود،هرگز از پیروان خود نمی خواهد که (آن)را بپرستند.کل نیرانجان(ذهن کیهانی)پرستش خود را خواهان است زیرا  در رده بندی اک یک زیر دست بیشتر نیست و اطمینان لازم به خودش را ندارد.

افراد مختلفی که به نظامهای درون تعلق دارند خود را قدیس و اساتید خطاب می کنندولی نیستند.فقط کسی ماهانتا می شود، که از ابتدای زندگی از خرد سالی و جوانی و بلوغ توسط اساتید معظم اک کاندید شده باشدو تحت آموزش قرار گرفته باشد.

حتی با همه این تمهیدات هم ممکن است قبل از پذیرفتن عصای قدرت اک از مسیر منحرف شود.اگر او دچار لغزش شود یا شکست بخورد ،امکان دارد که از این موقعیت پایین کشیده شودو اگر چنانچه در اثنای انجام وظیفه از مصدر ماهانتا ،استاد حق در قید حیات در ایفای مسئولیت خود تنزل یابد.کنار گذاشته می شودو شخص دیگری جایگاه او را اشغال می کند.

حجاب خودستایی برای کسانی که در حال تعالیم استادی در اک هستند ،مخرب ترین نفسانیات کل است.آن بسیار زیرک است و نیش زهر آگین خود را بر دل و ذهن دانش پژوه وارد می نماید و او بی آنکه متوجه شود،خود ستایی را از خود به نمایش می گذارد.

دانش پژوهان تعالیم استادی با دقت و رغبت به استاد خود خدمت می کنند.چشمان سالک با نظر به ماهانتا ،استاد حق در قید حیات برکت داده می شود.


هرگاه کسی آغاز به جستجوی عشق کندآن را خواهد یافت،چنانچه هرگونه شرطی برای عشق ورزیدن قائل شود،موانع به ظهور خواهند رسید

 

  این جملات که از خرد محض الهی نازل شدند پاسخ به خیلی مسائل بوجود آمده هستند.امید وارم که برای یک بار هم که شده به ندای درون خودمون گوش فرا دهیم و منتظر نباشیم که کسی از بیرون بیاید و ما را رستگارکند،ما میدانیم که رستگاری برای هر کسی از درون نشات میگیرد.

**آتش مقدس نامی است که بر این عشق گذاشته اند،هنگامیکه چلا روح اک را دریافت میکند،بلافاصله آتشی در او بر می خیزد که به اک خدمت کند.او از تب این آتش مقدسی که درونش شعلع ور شده می سوزد و اک بی رحمانه او را به سوی سرنوشتی که برایش در این جهان مقدر شده است می راند**

**همه چیز را متوقف ساز و صبر کن،سوالاتی که بر ذهن خطور می کنند بدون ادای حتی یک کلمه از جانب استاد مآلا تدبیر خواهد شد.با تجدید سازمان ساختار درونی ،روند تفکر و عادات ذهنی ،نور قدرت می یابد و تاریکی ناپدید می شود.کوشش نکن آموزشهای اک را با طرز تفکر فرسوده خویش منطبق سازی همه چیز را رها کن و دوباره آغاز کن.**

**هر آتمایی می باید در جنگ بر علیه طوفان کارما و نیروهای اقالیم زیرین شرکت کند.تا روزی که پیروز شود.درهای اقلیم سوگماد به روی فاتحین باز است**

**کور معنوی نبیند و ناشنوای معنوی صدای سوگماد را نشنود.کسی که ادعای استادی کند و خود کور باشد خرمن غضب درو میکند.آنکس که میگوید گوش سپار صداست اما ناشنواست به تیغ زبان دروغ پرداز خود دریده می شود.**

**آنکس که چشم بینا دارد نور اک را در صورت ماهانتا می بیند.کسیکه گوش شنوا دارد حکمت صدای مقدس اک را از درون عوالم سوگماد بر خود می اندوزد**

**آتما-روح-یک اتم خنثی از منشاءالهی حیات است،نه مذکر است و نه مونث،نه نرینه است و نه مادینه،نه مرد است و نه زن،روح در جهانهای الهی هر دوی اینهاست و هیچ کالبدی بر خود نمی گیرد ،مگر هنگامیکه به جهانهای زیر طبقه آتما (جهانهای روانی)وارد شود**

نظرات شما

 



 

 

عکسهای هنری اکنکار

 

شما عزیزان میتوانید عکسهای اساتید اک را به طور همزمان از اینجا دانلود کنید،و سپس از حالت فشرده خارج کرده و در کامپیوتر خود ذخیره کنید.

عکسهای اساتید اکنکار


اکنکار


eckankar


اک وصوت خدا


هیو


اک


شمس تبریز


هیو


هیو صوت خداوند

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 20:43  توسط ekist64  | 

با سلام خدمت همه اکیستهای محترم.شاید خیلی از اکیستها این مطالب و تصاویر رو دیده باشند و خیلی ها هم نتوانسته باشند از سایت اصلی اکنکار دانلود کرده و ببینند برای همین این مطالب رو اینجا قرار دادم.

البته این صحبتها به صورت انگلیس میباشد ولی همه ما میدونیم که نگاه کردن به ماهانتا و شنیدن صدای ایشان برای همه ما برکت به بار می آورد هرچند که این کلمات از پشت دوربین ادا شود. این کلمات مستقیما بر روح ما تاثیر خواهد گذاشت .امید وارم مورد پسند شما عزیزان واقع شده باشد.


این دسته از ویدیوها به صورت فشرده(rar)می باشد که بعد از دانلود میتوانید از آن استفاده کنید.

Quest-for-Love 


relationship_bb 


Right-of-Choice

 


این هم همون لینک های دانلود برای عزیزانی که احیانا برنامه خارج کردن فایل رو از صورت فشرده ندارند 

Quest-for-Love 


relationship_bb 


Right-of-Choice.

 


منتظر نظرات شما عزیزان میباشم تا درصورت امکان تصاویر بیشتری دراینجا قرار داده شود.شمامی توانید نظرات خود را در صفحه اصلی در قسمت فرموده های شریعت کی سوکماد در قست(نظر دهید) درج کنید.

ادامه دارد...... 


healing_bb


 

HU-Most-Beautiful-Prayer_hu01


 

HU-Most-Beautiful-Prayer_hu02


ادامه دارد.......


اگه مایلید دوستان اکیست و ببینید و نظرشونو در باره ذکر هیو بشنوید این تصاویر را دانلود کنید.

 

just sing hu


 

Night-of-the-Bells 


 

Burning-Love-of-God


 

Slow-Burning-Love-of-God


soultravel_bb



 

اکنکار چیست؟اعتقادات اصلی اکنکار و برخی پرسشهای متداول

 

با سلام خدمت همه ره پویان راه حق.

گاه از غم او دست به جان می شویی                       گه قصه آن به درد دل می گویی

 سر گشته چرا گرد جهان می پویی؟                    کو از تو برون نیست،کجا می جویی؟

 هنگامیکه در مسیر الهی قدم میگذارید و در جستجوی مسیری به سوی قلمروهای آسمانی بر می آیید،تمامی درها به روی شما گشوده خواهند شد.تمرینات معنوی اک یکی از درهایی است که میتواند شما را به سوی چنین قلمرو هایی راهنمایی کند.

این تمرینات شما را به رهنمودهای روح الهی که به صورت نور دیده می شود و به صورت صوت شنیده می شود؛پیوند خواهد داد.صوتی که از درون شنیده می شود ،در واقع همان صدای خداوند است که ما را به سوی منزلگاه اصلی فرا میخواند و نور درونی نیز چراغ راهنمای مسیر ما می باشد .تمرینات معنوی اک بر اساس این دو تجلی اصلی الهی بنیان شده اند.

چگونگی زندگی کردن در این دنیا را می توانیم از طریق آگاهی معنوی بیاموزیم.از طریق تمرینات معنوی می آموزیم که چگونه به بهترین شکل زندگی با شکوهی را از دوران کودکی تا کهنسالی سپری کنیم.تمرینات معنوی اک در زندگی به ما اعتماد به نفس می بخشند زیرا یکی از آموزشهای این تعالیم،اصل جاودانگی ما میباشد در نیتجه اطمینان حاصل خواهیم کردکه هرگز مرگ نمی تواند ما را ازبین ببرد.

تمرینات معنوی را میتوانید به شیوه های مختلفی ایجاد کنید .راهنمایی را که در اینجا ارئه شده اند،فقط به منظور بارور ساختن سطح هوشیاری شمانسبت به آن تجربه هایی است که در مناطق درونی کسب می کنید.

هنگام انجام تمرینات معنوی اک خود را سرشار از عشق و خیر خواهی سازید.سپس این جمله را ادا کنید:((ماهانتا،اکنون تجربه درونی خود را به دستان تو می سپارم تا مرا به سوی هر آنچه همکنون جهت تعالی من مناسب تر است رهنمون باشی.))

بهتر است با در دست داشتن دفتر چه یاداشتی ،خود را جهت به خاطر سپردن تجربیات معنوی تربیت کنید.شاید این امر در ابتدا مشکل به نظر برسد اما کاری است که خود ماهانتا نیز آنرا انجام داده است.در صورتی که نیمه های شب تجربه ای کسب می کنید،سعی کنید بیدار شوید و آنرا یادداشت نمایید.با این کار نه تنها نیروی انضباط خود را جهت به یاد سپردن تجربه ها بارور می سازید بلکه قدرت تسلط بر تجربه ها را نیز به دست خواهد آورد.صبور باشید زیرا کمتر ممکن است کسی بلافاصله به موفقیت و نتایج دلخواه خود برسد .

طی هفته ها و ماه های آینده،تغییراتی بطحی در نوع نگرش شما نسبت به زندگی رخ خواهد داد.مسیر این تحولات را میتوانید با یادداشت نمودن تغییرات و زوایای دید خود دنبال کنید.تمریناتی را به کار گیرید که بیش از تمرینات دیگر با شرایط زندگی بیرونی شما منطبق می باشند.فراموش نکنید در به کار گیری هر یک از تمرینها آنچه مورد نظر شما می باشد ،تجربه نور و صوت الهی است.

روزانه یکی از تمرینات را انتخاب کنید و انچام دهید.برای هر تمرین حدود بیست دقیقه وقت صرف کنید.به تدریج بنیان معنوی شما از طریق انجام تمرینات ساخته می شود.کلید موفقیت شما در این زمینه ،انجام مرتب و مداوم تمرینات می باشد.

این پیشگفتاری بود از کتاب تمرینات معنوی اکنکار ترجمه خانم مرجان داوری که توسط خود هارولد کلمپ نوشته شده است.

با آرزوی موفقیت برای شما دوستان عزیز.

 

 

.شایان ذکر است که این تمرینات مستقیما از روی کتاب تمرینات معنوی اک(دری بسوی معرفت و عشق)اثر هارولد کلمپ و ترجمه خانم مرجان داوری اقتباس شده که امید وارم مورد توجه شما عزیزان قرار بگیرد.

مقدمه

تمرینمات معنوی اک اثر هارولد کلمپ مختص پژوهشگران و علاقمندان آن مسیر فکری است که در ایران تحت عنوان "اندیشه اکنکار"معرفی شده است.در نیتیجه ممکن است این تمرینات برای خوانندگانی که به تازگی با این مسیر آشنا شده اند مفاهمی نا شناحته داشته باشدکه آنهارا ملزم به داشتن مطالعاتی مقدماتی جهت درک اصطلاحات و معانی مطروحه در این تمرینات می نماید.

مکتب فکری اکنکار و تمرینات معنوی اک که در اثر هارولد کلمپ ارائه داده شده اند میتوانند یکی از هزاران روشهایی باشند که در مقطعی از زندگی افراد؛مقدمات پیمودن مسیر سخت رسیدن به قلمروئ الهی را برای جویندگان فراهم می آورد و به عنوان ابزاری ابتدایی جهت بر انگیختن آگاهی انسان جهت دستیابی به حقیقت عمل میکنند.

هر جوینده و پژوهشگر حقیقی ؛در مسیر مطالعات و کاوشهای درونی خویش با اساتید و اندیشه های گوناگونی مواجه خواهد شد و درسهای معرفت و معنویت را از بسیاری خواهد آموخت.در این مسیر؛آنچه بیش از همه باید مورد توجه او باشد به دست آوردن {قدرت تشخیص صحیح}جهت تعیین جایگاه و ارزش تعالیمی است که در قلب او جای می گیرند و همچنین اتخاذ نگرشی دور از تعصب نسبت به نقاط ضعف و قوت اندیشه های راهنما و هوشیاری در برابر کسانی است که به عنوان راهنمایان ؛نویسندگان و مترجمان اندیشه های فکری عمل میکنند.

امید است این تمرینات عملی بتواند زمینه آن ارامشی را که برخی جویندگان از این طریق در جستجوی آن می باشند،فراهم آورد و فراموش نکنیم جوهر تمامی این تعالیم از قلب نامیرای معرفت شرق جاری شده است.


تمرینات معنوی متنوع وجود دارد که هر کدام از این تمرینات اک شما را به نور و صوت خداوند نزدیک تر میکنند.این تمرینات معنوی برای سه گروه از مردم کاربرد خواهند داشت:

۱-آنهایی که رویا نمی بینند ولی خواستار دیدن رویای هستند.

۲-آنهایی که رویای می بینند ومی خواهند سفر روح داشته باشند.

۳-آنهایی که می خواهند فراتر از سطوح رویابینی و سفر روح بروندو به مرتبه آگاهی مطلق برسند.

تمرینات به قدری ساده اند که ممکن است تصور کنید دانسته های شما را کوچک شمرده ایم،اما اینگونه نیست ما اعتقاد داریم حقیقت همیشه ساده است.


"شنیدن برای خدا"

این تمرین ساده را برای شنیدن و دیدن دو تجلی خداوند یعنی نور و صوت انجام دهید.به مکانی ساکت بروید.در جایی راحت بنشینید یا دراز بکشید.توجه خود را در چشم معنویتان(نقطه بالا و مابین ابروانتان)متمرکز شوید.در حالی که چشمهای خود را به ملایمت بسته اید؛شروع به زمزمه کلام یا جمله مقدس کنید همانند؛هیو،خدا،روح   مقدس،یا "خداوندا راههای خود را به من نشان بده"اما پیش از آنکه وارد قلمرو الهی شوید قلب خود را سر شار از عشق کنید،زیرا تنها آنان که خالصند می توانند وارد این ارتعاشات شوند.

آرام باشید،این تمرین را هفته های متوالی انجام دهید و هر بار به مدت بیست دقیقه بنشینید و صبر کنید.خداوند تنها هنگامیکه شما قادر به شنیدن باشید با شما صحبت میکند.


شما عزیزان میتوانید بقیه تمرینات را در بخش تمرینات اکنکار در صفحه اصلی در قصمت بالای پیوندهای وبلاگ پیدا کنید.........



 

اکنکار چیست؟اعتقادات اصلی اکنکار و برخی پرسشهای متداول

..حلقه های وصل اک..

وصل در اکنکار برای خداجویان مسیر اکنکار،جواز ورود به اسرار سوگماداست.با مراسم وصل است که غیر واصل از قید خویش حقیر رها شده و به جهانهای آزادی و بقاء ابدی داخل می گردد.

وصل در اکنکار طریق حقیقت است و شکل نورانی ماهانتا،وای گورو،آن رسول نورانی بخش،بر تیرگی های روح هایی که با کلمه رمز خود به آن واصل شده اند،روشنی می اندازد و منورشان می سازد.این کلمه برای همه کسانی که طالب روشن ضمیری در خدا باشند،کاملا سری و شخصی می باشد.

وصل های گوناگون در اکنکار وجود دارندکه به روح فرصت صعود به درجات بالای معنوی را می دهد.برای مسافرین شاهراه اک وصل تا طبقه دوازدهم مقدور است،ولیکن روح های پیشرفته ای که در حال آموزش و آزمون برای لقب ماهانتا هستند ،می توانند در منازلی بالاتر از این مقامات دوازده گانه قرار گیرند.وصل هایی که در حال حاضر در جهان مادی داده می شوند عبارتند از :

 

نام واصل دیکته لاتین شماره حلقه نام طبقه
۱-آکولایت Acolyte واصل حلقه اول جهان مادی
۲-آراهاتا Arahat واصل حلقه دوم جهان اثیری
۳-آهرات Ahrst واصل حلقه سوم جهان علی
۴-چیاد CHiad واصل حلقه چهارم جهان ذهنی
۵-مهدیس Mahdis واصل حلقه پنجم طبقه روح

 

طبقه روح(پنجم)نخستین طبقه از بهشتی است که طبقات معنوی به معنای حقیقی هستند.

هشت پذیرش دیگر نیز وجود دارند که از طبقات بهشتی آغاز می شوند و بالا می رونداز قرار:

۶-شرادها SHaraddha واصل حلقه ششم الخ لوک
۷-بهاکتی Bhakti واصل حلقه هفتم آلایالوک
۸-گیانی Gyanee واصل حلقه هشتم حوکیکات لوک
۹-مولانی Maulani واصل حلقه نهم آگام لوک
۱۰-آدِپی سِکا Adepiseka واصل حلقه دهم آنامی لوک
۱۱-کِوال شار Kevalshar واصل حلقه یازدهم اقیانوس عشق و رحمت
۱۲-ماهاراجی Maharaji واصل حلقه داوزدهم خانه حقیقی سوگماد

۱۳-ماهانتا

ماهارای

Mahanta

Maharai

واصل حلقه خداشناسی

همه جهانها

۱-آکولایت:

عضو اولین حلقه اک،وصلش را در رویا می گیرد.به سبب آنکه مطالعه دیسکورسها را در پیش گرفته است،هر قدر هم که در مراحل میتدی قرار گرفته باشد،پس از شش ماه،واجد شرایط وصل می گردد.همانطور که ذکر شد وصلش در حالت خواب داده می شودکه معمولا برای او واضح است و پس از بیداری می تواند آنرا به خاطر بیاورد.

شاید دیگران از چنین بخت و اقبالی بر خوردار نباشند و نتوانند چیزی به خاطر بیاورند،اما ایشان واقف می شوند که اتفاقی مهم روی داده است و به همین خاطر ممکن است یا آن را برای ماهانتا ،استاد حق در قید حیاتب نویسند و یا با یکی از نمایندگان او در میان بگذارند.

شاید چلا موقعی که وصل یک را می گیرد اصلا متوجه نشود که وارد قلب زندگی شده است.این بدان معناست که او نمی تواند اکنکار را ترک گویدو یا حتی چنین چیزی بر مخیله اش هم راه دهد.از جمله محالات است که کسی واصل اک شود و بتواند از آن انصراف دهد.زیرا مثل این می ماند که بخواهد از زندگی انصراف دهد چون اک زندگی و زندگی اک است.

ذهن بشر یک ماشین بیشتر نیست و وصل یکم او را نسبت به قابلیت هایش روشن می سازد،اولین گام در خود شناسی زمانی برایش رقم میخورد که جهان را به عنوان ناظری خارج از آن ادراک نماید و به بیان دیگر دنیا را آنگونه که هست بشناسد نه به صورت پوشش ذهنی و توهماتی که تحت کنترل کل نیرانجان هستند.


۲-واصل دوم(آراهاتا):

وصل به حلقه دوم،نقطه ای است که آگاهی انسانی باید تصمیم بگیرد.این انتخاب مسیر چلا(جستجوگرمعنوی طزیق اکنکار) را مشخص می کند.مسیر چپ جادوی سیاه است،مسیر راست جادوی سفید بوده و مسیر میانه طریق روح خالص است.

اگر چلا تصمیم بگیردکه مسیر میانه (جاری نمودن اراده روح الهی از مجرای فردی)را بپیماید ازسردی و سیاهی مصون می مانداما اگر چنانچه هر دو مسیر دیگر را برگزیند دیگر ایمن نیست و برای زندگی در اک در غائله بیهوده ای پیچان می شود.او در معرض کارما(قانون علت و معلول) و عوارض و آفات گوناگون قرار می گیرد،او انسانی میکانیکی شده و شرایط زندگیش را قانون احتمالات رقم خواهد زد.تنها با تخریب جبر مکانیکی است که واصل قادر به تکمیل صفات معنوی در آگاهیش می گردد.

این تغییر ماهیت اولین پله خود شناسی است و آنان که واصل به حلقه دوم میشوندبایستی بدانند که خویش انضباطی از همین جا شروع می شود و بایستی در همین مرحله دست به کار تعدیل پنج عملکرد تحتانی ذهن شود.

در همین مرحله است که او اولین کلمه شخصی را دریافت می دارد.او دیگر یک آراهاتا است،معلمی که دانش اک را به آکولایتها و کسانی که خارج از حلقه های اک به سر می برند آموزش می دهد.


واصل سوم(آهرات):

آهرات واصل حلقه سوم است.اینجا جهان علی است،جایی که واصل برای زندگی در لحظه حال،نظری بر گذشته هایش می افکند.او کلمه شخصی و مقدس دیگری را دریافت می دارد که نباید بر کسی فاش سازد.این کلمه اصلی وصل بوده و در تمرینات معنویش مورد استفاده قرار می گیردو او را در خلعت یک واصل حلقه سوم به آن مناطق علت و معلول می رساند.

وصل به حلقه سوم توسعه اصیل آگاهی به سوی معنویت حقیقی است.


واصل چهارم(چیاد،چاید):

وصل به چهارمین حلقه ،متناظر با منطقه ذهنی می باشد.در این منزل ذهن در نتیجه اشراف بر احساس زمان،ماده،انرژی و مکان متحول می شود.چنین بینش شفافی نسبت یه این پدیده های طبیعی،تحولی چشمگیر در انسان به حساب می آید.

ذهن،آگاهی و عقل،عوامل حاکم در این طبقه هستند.نمود بیرونی این جریان تفکر است که تحلیل کارکردهای ذهن را عهده دار است و یا آنچه که از نظر اک،نشخوار ذهنی نامیده می شود.

وقوع این انقلاب عقلانی در وصل چهارم یا طبقه ذهنی،گریز از قطب روانی عالم خلقت است.این جهان توهمی در فلسفه سرخپوستی تحت عنوان (مایا )رمز شده است که به معنای توهم است.در فلسفه بودیسم،اسم( مارا) و در مسیحیت و اسلام تحت عنوان (ساتان) و( شیطان) آمده است در نوشتجات اک آن را به عنوان( کل نیرانجان)،سلطان جهانهای پایین می شناسیم.

ظهور تدریجی مراتب بالای آگاهی از جهانهای ذهنی آغاز می شود.در این راه امکان خلق توهمات توسط ذهن خیلی زیاد است.زیرا طبع انسانی نمی خواهد که منبع اکتسابات خود را از کتابها و آموزش نامه ها تغییر داده و وارد بر عالم امن و امان درون خویش بشود.

اینجا راس ارتفاعات روانی است و انسان هنوز دچادر توهم زمان و مکان می باشد.او همچنان زمان رادر قالب حرکت می شناسدو بر حسب سیر درونی در چارچوب زمان و مکان،به همه چیز می اندیشد.آنان که سفر روح را حرکت در بعد زمان و مکان می شناسند در برهوت توهم سر گردانند.در اینجا واصل همانند چوب چنبه ای در طوفان ها متلاطم گشته و کنترلی بر سرنوشت خود ندارد.

  {(قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن )       (ظلمات است بترس از خطر گمراهی)حافظ}

منطق و استدلال در کشف حقیقت راه به جایی نمی برد.{(پای استدلالیان چوبین بود)(پای چوبین سخت بی تمکین بود.مولانا)}.


 واصل پنجم(مهدیس):

مهدیس واصل پنجمین حلقه است.او به ابعادی فراتر از جهانهای روانی رسیده است.به اولین از جهانهای روح الهی که ماهیتش بسیارمتفاوت و جدید است.در خلال اولین هفته ها و ماه های پس از وصل پنجم است که وی طریق متعارف سابق خود را به عنوان یک جوینده حقیقت ترک می گوید و قبل از اینکه به عظمی و حقیقی مهدیس بپیوندد،بایستی انتظار هر نوع حمله ای از سوی خود را داشته باشد.

این دوره ای است که مهدیس باید بیاموزد که هر کسی چه در خاک چه در آسمان خانه ای دارد،اما او(مهدیس)در مرحله آتما لوک اقامت گزیده است و دیگر مکانی ندارد که آنرا خانه خود بنامد و به همین دلیل است که هیچ کس به جز یک اکیست نمی تواند از سرشت فردی همراه اکیست خود خبر داشته باشدو مشکلاتی که واقع می شود را بفهمد.

آینه تمام نمای وصل پنجم این است که واصل برای اولین بار رو در روی آنچه که حقیقت یا واقعیت خداست می ایستد و اگر در آزمونهای زندگی روزمره اش سقوط کند چه بسا به جهان ذهن سقوط کند.ساکنان طبقه ذهنی با عبارت""مقیمان آستان"" وصف می شوند،زیرا این واقعا دروازه ورودی به اولین طبقه روشن بینی یا آتمالوک است.

می توان وصل به حلقه پنجم را دگر دیسی نامید.این استحاله زمانی رخ می دهد که ذهن کاملا تحت کنترل در آمده و با محور قرار دادن فردیت،متعادل می شود و بدین ترتیب فروغ روح و نور آتمالوک همراه جریان صوتی اک،ذهن را از ظلمت و کثرت رهانیده و صیقلش می دهند تا بتواند هویت فردی ار تا ابد به عالیترین درجات معنوی برساند.

این وضعیت بینش تازه ای را در مورد وصل و صعود به جهانهای بالاتر به فرد القاء می کند.


واصل ششم(شرادها):

شرادها واصل حلقه ششم یا الخ لوک است.این وصل مترادف با فنای کامل و منتهای رنج است.{(طوطی را به هوای شکری دلخوش بود)(ناگهش سیل فنا نقش امل باطل کردحافظ)}.

و بی مناسب نیست که به این مرحله منزل درد و ناکامی گفته می شود.و سالک باید همه تعلقات زندگی خود را رها کرده و حتی جانش را نیز پیشکش کند.

  {(ناز پرورده تنعم نبرد راه به جای )                       (عاشقی شیوه رندان بلا کش باشد.)}

اگر آکولایت و یا حتی واصلین حلقه پنجم،از آنچه در الخ لوک پیش رویشان قرار می گیرد خبر داشته باشند،چه بسا در همان نقطه از ادامه طریق انصراف دهند.تا قبل از اینکه به وصل ششمین مرحله در آید بارها توسط ماهانتا ،استاد حق در قید حیات مورد آزمون قرار گرفته است.او از همه آنچه اک برایش مقدر نموده استقبال می کند و مشیت آن را جاری می سازد،و غم و سود و زیان آن برایش بی معنی است.

او یک انسان کاملا معنوی شده است،چیزی که زندگی های بی شماری را به خاطرش صرف نموده است.اما تا لحظه ای که توسط ماهانتا ،استاد حق در قید حیات،انتخاب نشده بود،نمی توانست توفیقی در این راه به دست آورد و یک شرادها شود.(داستان شمس و مولانا و شکوفایی مولانا پس از دیدار با شمس)

او دیگر به چیزی در جهانهای مادی و روانی نیاز ندارد و حالا خود را بی چون و چرا تسلیم ماهانتا،استاد حق دی قید حیات،نموده است.همه دغدغه  و تنها شغل او خدمتی است که با رغبت و بی گلایه و تردید از مجرای حضورش انجام می دهد.


واصل هفتم(بهاکتی):

واصل هفتم بهاکتی نام دارد.او سر در دریای عشق خالص فرو برده است.                          {(عشق دردانه است و من غواص و دریای میکده)(سرفرو بردم درآنجا تاکجا سر بر کنم)حافظ}.

در اینجا او همه چیز را تسلیم کرده و چیزی برای خودش نگه نمی دارد.اینجا جهان سکوت است زیرا نیروهایی که او را به این مناطق آورده اند از هم دریده گشته و رفته اند.او تنها به نام ماهانتا،استاد حق در قید حیات و به نیت خدمت به او سخن گفته و عمل می کند،به جز این او انگیزه دیگری ندارد.

حالا او مختار است که آیا بقیه راه را در طی طزیق اکنکار ادامه دهد یا خیر.تا قبل از اینکه به حلقه حقیقی استادان نظام وایراگی بپیوندد پنج وصل دیگر برای او وجود دارد.در این منزل او از مرحله عرفان .(مکتبی که اصل و پایه اش در این خلاصه می شود که خدا با نفی و انکار بهتر شناخته می شود و ما بیشتر در مورد اینکه خدا چه چیزی نیست او را می شناسیم تا چه چیزی هست.این حقیقت تمام نوشتجات عرفانی است.)نیز فراتر رفته است.اما در اینجا شخص متوجه می شود که هیچ یک از وصل های مذهبی و اسراری نمی تواند حتی با یک وصل اکنکار برابری نماید و ماهانتا استاد حق در قید حیات تنها وجود زنده این عالم است که با خدا ارتباط حقیقی دارد.

در اینجا واصل آغاز به تجربه آگاهی بی واسطه می کند.این دستاوردی است که حواس ذهنی و شبکه منطق اش نمی توانند به او بدهند.واصل فهمیده که با تسلیم خویش نه تنها در برابر زندگی مقاومت نمیکند،بلکه به همراه آن،در طریقی فعالانه پیش می رود.او بسان شاخ بیدی می ماند که در زیر بار و برف زمستان خمیده شده است ولی مقاومتی نمی کند.به لطف ارتباط با ماهانتا استاد حق در قید حیات مطیعانه پذیرای بار مسئولیتهای زندگی میشود.


واصل حلقه هشتم(گیانی):

واصل حلقه هشتم گیانی است.او در این مقام بر شر دو راهی ابدیت ایستاده است،زیرا هم میتاواند خویش را وقف ماندن در زمین کندو به پیشرفت و تکمیل انسانیت کمک کندو یا اینکه به طبقات درون گذر کند.به اقلیم توصعه معنوی،ساحتی که خارج از این سیاره و حتی جهان های روانی است. و در نواحی خلوص معنوی در طپش می باشد.اگر او خود را در جهانهای باقی مسثقر سازد نهایتا باز هم مجبور است که به جهانهای خلق و امکان رجعت نماید،زیرا با رسیدن به خوان نهایی تصفیه معنوی سوگماد او را بر می گرداند تا به بشریت و یا آن دسته از وجودهای که در یکی از طبقات کیهانهای مخلوق ساکنند،کمر خدمت ببندد.

او دیگر هیچ راه برگشتی ندارد زیرا حیات گوش کشان او را به سوی کمال مطلق خدا می برد.او به عنوان یک گیانی نمی تواند به جز اطاعت از اراده ماهانتا استاد حق در قید حیات کاری انجام دهد.معمولا در ابتدا اندوهی عظیم دارد چرا که جهانش ریز و زبر شده و واقعا احساس می کند که هیچ کجای جای او نیست چون که در مقایسه با او یا در خوابی عمیق فرو رفته و یا مرده اند.


واصل حلقه نهم(مولانی):

واصل حلقه نهم مولانی نانیده می شود.مولانی کسی است که قدرت وضع قوانین و کار کردن با ارتعاشات حاکم بر تمامی فازهای سیاره ای حیات به او داده شده است.البته در بدو مرود به حلقه نهم نمی تواند بفهمد که این به چه معناست،اما طولی نمی کشد که قوای ذهنیش این را درمی یابد.

او با پشت سر گذاشتن آموزشهای مکرر،علم بصیرت معنوی را در اختیار گرفته است و الزاما جلوتر از آحاد بشر قرار می گیرد.او با نظاره از موقعیت رفیع خویش،می بیند که تاریخ نژاد بشر در گذشته ،حال و آینده بازتاب آلگوی کارمیک ایشان است.او خویش را ذره وار به اک و ماهانتا استاد حق در قید حیات سپرده است.

مئلانی کسی است که از همه چیز به خاطر همدلان اکیست خود می گذرد،و بر او تکلیف شده که به خاطر آنان بدهکار شودو در زندان جهان همراهشان باشد.واصل حلقه نهم بجز انجام چنین وظایفی مشغله دیگری ندارد.


واصل حلقه دهم(آدپی سکا):

واصل حلقه دهم آدپی سکا می باشد.این وصل به هسته خرد الهی است که با آنچه در طبقات پایین تر وصل دهم به پایین جاری است،بطور فاحشی اختلاف دارد.این خرد خالص است نه خردی که مکتوبات علمی جهانهای پایین و صحیفه های مقدس روحانیت بدان پهلو می زنند.آن خردی افزون از ظرفیت انسانی است و تا زمانی که شخص به حلقه دهم نرسیده باشد درکی از چگونگی آن نخواهد داشت.

کسی که به وصل حلقه دهم می رسد رهرویی نیک بخت است،زیرا این آنامی لوک است که کلمه اش هیو می باشدو جامه جمیع خوبی ها است.موسیقی آن صدای گرداب هستی است همه نور است و صوت که خرد را جرعه جرعه در کام واصل می ریزد.

زندگی در بخش ابدی فقط سوگماد است و بس و زمانی که شخص به این طبقه می رسد،بایستی جهت حقیقی را بشناسد.ان طریق سریر الهی است اما خود راه نیست و همین زد و نقیض است که منشا وقوع خرد حقیق بر واصلان دهم با مرتبه آنامی لوک می شود.

حالا او حکمت سه اصل اک را درک می کند.اول اینکه روح جاودان است،آن را نه آغازی است و نه انجامی.دوم اینکه مسافر طریق والای شهر اک،همواره در طبقات معنوی جای دارد و سوم آن است که روح پیوسته در حال زندگی می کند،آن نه گذشته ای دارد و نه آینده ای.


واصل حلقه یازدهم(کوال کشار):

واصل حلقه یازدهم کوال کشار می باشد.این لقاء به مرتبه سوگماد،مرتبه والای خدایی است که در آن عده ای قلیل،آن هم اگر بتوانند وارد شوند.آن جهان صدای بی صدا،صدای سوگماد است که از گرداب حیات به بیرون جاری است.صوت آن موسیقی کیهانی است.در اینجا حیات در اطراف فرد می رقصد و هر آنچیزی که داخل ان می شود را به خلوص و مسرّت تبدّل می دهد.

این جهان تولد دوباره می باشد.اینجا سرزمین سوگماد است این تولد دوباره همان کیفیت خداشناسی است.بلند اقبالانی که به این مرتبه خدایی پر می کشند دو وجه خدا یعنی عشق و خرد را شناسایی می کنند.این تولد مجدد آگاهی از خدای گونه بودن روح است.برای این تولد مجدد در سوگماد وجود یک راهنما حتمی است فقط ماهانتا استاد حق در قید حیات می تواند قبای هدایتگر معنوی را بر تن کرده و واصل را به این جهان ایمنی  آرامش برساند.

با فرود آمدن بر بلندای جهان یازدهم بر جوینده مسلم می شود که اک قابل بیان نیست،زیرا آن آغاز و پایان زندگی است.در اینجا واصل با اصلی آشنا می شود که مبانی سه گانهای را که در وصل دهم آموخت را تحت الشعاع قرار می دهد و آن این است که:""روح از این رو هستی دارد که خدا به آن عشق می ورزد"".حالا خرد و عشق این اصل آخرین اکنکار ار مشاهده می کند و به طور مستمر برای تمامی وجود ها و سیارات کیهانهای خدا کار می کند.


 واصل حلقه داوزدهم(ماهاراجی):

واصل حلقه دوازدهم ماهاراجی نام دارد که استاد حق در قید حیات است ولیکن هنوز ماهانتا نشده است.او استادی است که کالبد دارد و لی هنوز تاج قدرت را بر سر ننهاده است.این شکل و کالبدی است که زمینیان ان را می بینندو صدایش را شنیده و پیامش را ردیافتی می کنند.قالب ظاهری او ابزاری است که مردم قادرند به زبان نوشتاری با وی مکاتبه کرده و دیسکورس هایش را بخوانند.

در رهگذر این وصل بر واصل حکم می شود که اک خودش انرژی نیست بلکه انرژی الهی را در تمامی جهانهای خدا کنترل کردهو جهت می دهد.این مرتبه محصول نهایی تحول معنوی در زمین است که بواسطه خویش انضباطی و دنباله روی از ماهانتا،استاد حق در قید حیات حاصل می آید و او را برای همیشه آزاد می کند.

چلا با اخلاص و ارادت ماهانتا ،استاد حق در قید حیات را می پذیرد و دیگر در بند طلسم کسی نخواهد بود.ایشان در حقیقت استاد شده اندو توسط اعضای پیکره نظام برادری وایراگی،به عضویت در این آستان شوکت و عظمت دعوت می شوند.

دو وصل دیگر نیز در اک وجود دارد که سری بوده و نبایستی فاش شوند،اولی ماهانتا ماهارای واصل حلقه سیزدهم و دومین آن ماهانتا استاد حق در قید حیات است.هیچ کدام از آنها اسرار وصل خویش را برای اهل زمین اشکار نمی کنند و جد و جهدی بی حاصل است که بخواهیم بفهمیم آنها در جهانهای خدا به چه کاری مشغولند.

 



 

اکنکار چیست؟اعتقادات اصلی اکنکار و برخی پرسشهای متداول 

 

با سلام خدمت شما دوستان و همراهان عزیز.

چندی پیش مطلبی در مورد اکویدیاو همچنین جدول مربوط به ماه های آن را برای شمادرج کردم.این مطلب در موردسالهای هر دوره داوازده ساله همچنین تفاوت اک ویدیا با ستاره شناسی می باشد. 

اشخاص و ملتها،جوامع و سیارات به تعبیری تحت نفوذ ارتعاشاتی هستند از طبقات بالاتر که هر دوازده سال یکباردور می زنند و به دوره جدیدی وارد می شوند.

روح عامل تشکیل ملتها و جوامع است و به عنوان سکنه سطح سیاره را اشغال می کند.بنابراین روح های مسکون در هر سیاره از تاثیرات دوره های دوازده ساله آن سیاره متاثر می شوند.هر بار که پایان یکی از این دوره های دوازده ساله نزدیک می شود،دسته ای از روح ها برگزیده می شوند تا به سطح بعدی شکوفایی انتقال یابند.

به سالهای درون هر دوره دوازده ساله نیز نامی در رابطه با طبیعت خاص خود اطلاق شده است.آنها عبارتند از:

اول:سالهای بادهای خوفناک

دوم:سالهای برفهای تابناک

سوم: سالهای آفتاب درخشان

چهارم:سالهای گلهای زیبا

پنجم:سالهای ماه کامل(ماه شب چهارده)

ششم:سالهای طوفانهای عجیب

هفتم:سالهای دریاهای سرگردان

هشتم:سالهای گلهای زیبا

نهم:سالهای میوه های فراوان

دهم:سالهای آتشهای طغیانگر

یازدهم:سالهای غلات انبوه

دوازدهم:سالهای برگهای ریزان

 


اینها همگی در هماهنگی با یکدیگر کار می کنندو هر یک به یک سال درون هر دوره نیز اطلاق میشود.آدمی میتواند هر دوازده دوره را در هر جزئی از دوره ها تجربه کند به همانگونه که می تواند هر سالی را به طور مجزا به این کیفیات اطلاق نماید.

اصل بنیانی اک ویدیا بر این دانش استوار است که کیهانهای خدا نه تنها از نظم برخوردارند بلکه نوعی رابطه درونی در بینابین همه هستی حضور دارد که بر همه چیز حاکم است.اک ویدیا بر این بینش تکیه دارد که نوعی تطابق و هماهنگی در حیات همه چیز از بزرگترین گرفته تا کوچکترین جزء هستی برقرار است.

البته باید عرض کنم که دانش اک ویدیا با دانش ستاره شناسی و امثالهم بسیار متفاوت است.چون این دانشها در قسمتهای سطحی کار میکنند ولی اک ویدیا عمق مسائل را در نظر میگیرد.

ستاره شناسی،ابتدا در دوران کلدانیان نخستین و در میان قبایلی که در حوضه بین رودهای دجله و فرات زندگی میکردند و به فلات بین النهرین موسوم است ،گسترش یافت.اگر چه ستاره شناسی به عنوان ید طولایی در امر پیامبری مورد توجه و عنایت اکثریت واقع شده،معذالک به اندازه اکویدیا قدمت ندارد که گفته اند در دوران طلوع تاریخ بشر در روی سیاره زمین از نقاطی در شمال شرقی فلات تبت ظهور کرده است.

طبیعتا یک جستجوگر معنوی هر کجا که دستش برسد به دنبال حقیقت می گردد.ولی در بعضی از مواقع تمام آنچه او می تواند ببیند زود باوری های کورکورانه و خرافات توده های مردمی است که از فیض الهی سقوط کرده و در دامهای روانی گرفتار آمده اند و دست به دامان ستاره شناسان و غیبگویان شده اند  تا آنها را یاری دهند.

هنگام قرائت یک ستاره شناس او صرفا سطح را مد نظر قرار می دهد و به عمق مشکل وارد نمی شود،چون سرو کار او با ارتعاشات سیاره ای است.بجز در مواردی که ستاره شناس به طور خارق العاده ای در کار خود مهارت داشته باشد،بازهم احتمال اینکه قرائتش از عمقی برخوردار باشد کم است.به هر صورت ستاره شناسی نمی تواند بیشتر از اشاراتی بدانچه احتمال وقوعش می رود،کاری انجام دهد.

نتیجه کار هیچ وقت نمی تواند قرائت مثبتی باشد.برای اینکه، مجموعه ای از ارتعاشات سیاره ای که بر روی جداول ستاره شناسی منعکس می شوند،دارای طول موجهای گوناگونی هستند که از لحظه ای به لحظه دیگر تغییر کرده وبا جداولی که ستاره شناس در حال  خواندن است تداخل پیدا میکند و تفکیک آنها تقریبا نا ممکن است.

این یکی از دلایلی است که چرا اک ویدیا تا این حد برای بشر قابل اهمیت است.زیرا همه چیز را در مورد او موردبررسی قرار میدهد.در اک ویدیا ساختار معنوی بشر مورد مطالعه قرار گرفته و در ضمن او را مانند یک ارگانیسم همانقدرمحک کی زند که به مثابه یک روح.

 



 

نام معبد

نام استاد

تصویر استاد

جهانی که معبد در آن واقع شده

توضیحات

دیر کاتسوپاری

فوبی کوانتز

 

 طبقه فیزیکی. سیاره زمین.شمال تبت

 اولین جلد از کتاب شریعت کی سوگماد در آنجا حفظ می شود

شهرآگام دس

معبدگاره هیرا

یائوبل ساکابی

 طبقه فیزیکی .سیاره زمین.کوهستانهای دور دست هیمالیا

 دومین جلد از کتاب شریعت که به منظور آموزش گرفتن باید بصورت روح به آنجا برویم.اینجا منزلگاه اشوار خانوال است

شهر رتز

معبد        خانه موکشا

رامی نوری

 کیهان فیزیکی .  سیاره زهره

 سومین جلد از کتاب شریعت.استاد شخصا به کسانیکه در رویا همرا با ماهانتا به آنجا میروند آموزش میدهد

شهر ساهاسرادال کانوال

معبدآسکله پوسیس

گوپال داس

 طبقه اثیری

 این معبد به شکل معابد هندی ساخته شده.گوپال داس بر روی سکوی تخت مانندی مینشیند و به کسانیکه با ماهانتا به آنجا میروند آموزش میدهد

معبد ساکاپوری

شمس تبریز

تصوی موثقی از این استاد والا مقام وجود ندارد.اما پالجی می گوید وی قدی متوسط دارد ریشی کوتاه به رنگ قهوه ای و عمامه ای سفید بر سرمی نهد.چشمانش سیاه و برق اسا هستند.

 طبقه علی

 وی استاد مولانا بوده که در چندین قرن پیش در زمین میزیسته.کسانیکه قادرند به این استاد برسند حقیقتا سعادتمندند چون او آموزگاری قابل در شریعت میباشد

شهر مریکلاش

معبد نامایاتان

تورآت ماناگی

 طبقه ذهنی.این معبد شباهت زیادی به معبد دیانا واقع در شهر انی توک (یونان)دارد

 استاد این خطه در دوران باستان در سرزمینی به نام ابی سینا که امروزه با نام اتیوپی یا حبشه معروف است حیات فیزیکی داشته.وی بروی سکویی به شکل نیلوفری(چهار زانو)مینشیند و آموزش میدهد

شهرآرهی ریت

(شهر نور)

معبدکارا کوتا

لائی تسی

 طبقه اتری-شعله های ابی رنگ این معبد تاژرفای آسمان میرقصند و زیبایی خیره کننده اش بینندگان را بهت زده میکند

 معماری أن به سبک گوتیک شبیه است.که همچون هزارن قطعه الماس در نور خورشید میدرخشد

شهرآکشار

معبد پارام آکشار

(خانه علم لایزال)

تیندرو ساکی

 آتما لوک-(طبقه روح)-حدفاصل بین جهانهای ذهن کیهانی و پایین ترین طبقات جهانهای معنوی سوگماد است-

 در نزدیک این معبد جامعه استادان اک قرار دارد.اینجا مرکز فرماندهی استادان نظام وایراگی  می باشد

در اینجا معبدی به شکل ساختمان وجود ندارد

توموگشیک

 الخ لوک-دومین طبقه از جهانهای بهشتی و حقیقی

 روح هنگام دیدار از این طبقات حس میکند در رویا قرار دارد و  به نظر میرسدهمه چیز در هوا موج میزند

در اینجا نیز معبدی به شکل معابد قبلی وجود ندارد

مسی گوکاریتز

تصویر در دست نیست.این استاد والا مقام در دوران یونان باستان در زمین زندگی میکرد

طبقه آلایالوک-نوسانات خیلی بالایی دارد و نور عظیم ملکوتی و صدای محصور کننده ای با هم آمیخته ان که قابل تفکیک نمیباشد

 در اینجا هر آنچه هست تحصیل شریعت کی سوگماد است.در طبقات پایین تر از طبقه روح فقط اطلاعات الهی است و حقیقت دانش تنها از طبقه روح به بالاست

معبد آلوک-در عین حال صدای  کلمه ایست که این جهان ازآن ساخته شده است

کادمون

تصویر ندارد.از بلند پایه ترین اساتید اک که در دوران بدوی و طفولیت در زمین می زیستند

 حوکیکات لوک یا اقلیم حقیقت-آغاز مرحله خداشناسی مجلد شریعت در نور خیره کننده ای وجود دارد

 درون این مجلد است که پیشگویی ها و پیامبری های شگرف اکنکار وجود دارد

معبد آکاش

آگنوتی

به هیج وجه نمیتوان گفت که این استاد به چه شکلی ظاهر میشود.برای هر روحی به یک شکل ظاهر میگردد.

آگام لوک-در اینجا هم شریعت در قالب نور و صوت است اما صوت بارزتر میباشد .در اینجاست که روح با موسیقی طوفان جنگل آشنا میشود

 در اینجا روح به وضعیت ملکوتی وارد شده و اولین تجربیاتش رادر راه خداشناسی بدست میاورد

 

اقیانوس عشق و رحمت

 

سوگماد.ماهانتا

آنامی لوک-در اینجا شخص در صوت و نور گم می شود.مگر اینکه در حمایت ماهانتا باشد

پس از دیدار از این طبقه روح به وضعیت نیروکالپا وارد میشودو شخص دیگر نمیتواند بین خودش و موضوع مراقبه تمییز قائل شود

 

امید وارم که مورد توجه ماهانتا و اکیستهای عزیز قرار گرفته باشد.هرچند بحث  راجع به جهانهای الهی نبوده و هدف معرفی معابد حکمت زرین بوده است که مستقیما از روی کتاب اک ویدیا اقتباس شده است.لازم به ذکر است که معبد مینه سوتا نیز در زمین جزو معابدحکمت زرین می باشد. که توسط ماهانتای وقت اداره میشود.و اینهم استاد خق در قید حیات ماهانتای عزیز که از ابتدا تا انتها ی این معابد تحت نظر وی میباشد و در واقع دیگر اساتید با او همکاری میکنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 20:23  توسط ekist64  | 

 سوز دل

 

بُوَد آیا که در میکده ها بگشایند....گره از کار فرو  بسته  ما بگشایند

اگرازبهردل زاهد خود بین بستند....دل قوی دار که از بهرخدا بگشایند

حافظ.عشق


عاشق


 راه عشق

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 20:1  توسط ekist64  | 

 

ما زبالاییم و بالا می رویم

 

"سفر اگاهی"

یک روز گرم و زیبای تابستانی را مجسم کنید.گروهی از افراد تصمیم گرفتند از کوهی که در آن نزدیکی است بالا بروند.راه آسان است و روز آرام.بعد از چند ساعت کوهپیمایی،به قسمت همواری می رسند که استراحتگاهی در آنجا وجود دارد و در اینجا یک رستوران،صندلی های راحت و خلاصه تمام وسایل رفاهی وجود دارد.منظره ای الهام بخش است.....

هوا خنک تر و صاف تر از پایین کوه است.احساس تندرستی و سلامتی روح و جسم کوهنوردان را طراوت می بخشد.برای بسیاری از افراد این گروه همین کافی است،شاداب تر و راضی تر به خانه باز می گردند،اینان کوهنوردان روزهای جمعه هستند.

اما عده ی کمی از آنها راه دیگری کشف کرده اند،در آنجا باقی می مانند یا احتمالا همان راهی را ادامه می دهند که از آن پایین در دره شروع کرده بودند.در حالی که نیاز به سیاحت و اکتشاف آنان را به جلو می راند،پا در این راه می گذارند.بعد از مدتی هوا باز هم خنک تر می شود و تعداد درختان کمتر،گاه به گاه ابرها جلوی خورشید را می گیرند و جاده همچنان سر بالایی است و شیب بیشتری پیدا می کند ولی هنوز هم فراتر از مهارت کسانی نیست که مصمم به ادامه راه خود هستند.

به استراحتگاه دیگری می رسندکه هیچ یک از وسایل راحتی جز یک دستشویی و یک بخاری هیزمی ندارد.اکنون همراهی و دوستی بین افراد عمیق تر شده است.دیدگاهشان از دیدن منظره با عظمت تری لذت می برد،

دهکده هایی که در آنجا بزرگ شده اند از این فاصله کوچک و دور به نظر می رسد.در حقیقت این زندگی گذشته آنان است که با دیدی جدید به آن می نگرند.عده ای به راه ادامه میدهند و باز عده ای باز می گردند.

بعضی ها می مانند، عده ای انگشت شمار که به جستجوی راهی مخفی می پردازند که در آن بالا از نظر محو می شوند،و آن را می یابند.آیا آنان برای بالا رفتن از سطح هموار صخره ها،برای خزیدن در امتداد پرتگاه های باریک،برای اکتشاف غارهای مرتفع و برای رسیدن به نقطه نهایی که برف از آنجا آغاز می شودو نیز فراتر از آن ،آمادگی دارند.؟...............

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 13:52  توسط ekist64  | 

ماقادر به بذل وبخشش آنچه خود نداریم نیستیم

 

نهایی ترین تیم خلاقیت

خدا و انسان نهایی ترین تیم خلاقیت هستند،خدا همانند نیروی برق است،یک خانه میتواند بدون او سیم کشی شده باشد اما اگر چراغهای لازم برای آن نصب نشده باشد ،این سیم کشی به کار می آید.

اگر خدا را به عنوان نیروی برق بنگریم،ما همچون چراغهای اوییم،اندازه چراغ یا شکل و طرح آن مهم نیست،مهم وصل بودن این چراغ به نیروی برق است.

مهم نیست که هستیم یا نیروی خلاقمان چه هستند،مهم خواست درونی ما برای خدمت کردن است،خواست ما و ایمان ما به ما قدرتی معجزه آسا می بخشد.

مستخدمین خدا مُهر او را بر پیشانی خود ضرب کرده اند،چراغ بدون نیروی برق و نیروی برق بدون چراغ نوری از خود ساطع نمی کند،

اما به یاری هم بر تمام تارکی ها پیروز می شوند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 12:22  توسط ekist64  | 

زیباترین احساسی راکه انسان می تواندتجربه کند،احساس عرفانی است واین منبع هرعلم حقیقی است..البرت اینشتین

آگاهی کیهانی سطح بسیار پیشرفته ای از آگاهی و دل آگاهی و بینش حقیقی است.

در آگاهی کیهانی در آسمان به روی انسان باز می شودو شعور هستی با تمام نیرویش بر انسان نمود می کند.

داستان کوتاه داستایفسکی:

روزی شخصی گناهی مرتکب شده بود،خداوند او را به یک میلیارد کیلومتر پیاده روی محکوم کرد.محکوم با این حکم اعتراض کرد،خداوند در پاسخ فرمود:

اگر این مجازات را تحمل کنی در مقابل یک میلیارد کیلومتر پیاده روی، سه دقیقه در آسمان را به رویت باز می کنم.

محکوم چاره ای نداشت،چون می بایستی حکم خدا را اجرا کند.او یک میلیارد کیلومتر پیاده روی کرد در مقابل خداوند سه دقیقه در آسمان را بروی او باز کرد.

این شخص پس از دیدن آسمان در ظرف سه دقیقه چنان دچار شگفتی  و وجد و سرور سرمدی و فرح جاودانی شد که رو به خدا کرد و گفت:

خداوندا تو چیزی به من نمایاندی که ارزش میلیاردها کیلومتر پیاده روی و سخت ترین رنج ها را داشت.

این چه شوریست و چه حالیست که انسان می خواهد و ارزش آن را دارد که به خاطرش رنجهای بسیار تحمل کند؟من نمی دانم ،چون هنوز این سعادت را پیدا نکردم که خداوند در آسمان را برویم بگشاید .مطمئن هستم اگر مانند آن مرد هم مرتکب گناه شوم خداوند در آسمان را به رویم باز نخواهد کرد،اما تمثیل داستایفسکی تمثیل بسیار زیبایی است.

در اندرون من خسته ندانم که کیست          که من خموش و او در فغان و در غوغاست(حافظ)

این نشان میدهد که مراحل بسیار ارزنده ای از عالم و هستی موجود است که انسان با دست یابی به آنها به سعادت و خوشبختی ابدی می رسد.پس چرا انسان به دنبال آن نباشد؟آیا بهشت چیزی غیر از این است؟

شما برای اینکه درب آسمان برویتان باز شود حاضرید چقدر پیاده روی کنید؟!؟!؟!؟!

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 12:54  توسط ekist64  | 

 قانون کارما یا علت و معلول

قانون علت و معلول هنگامیکه به طور اخص به امور انسانی اطلاق می شود،توسط  استادان باستانی کارما نامیده میشود.هنگامیکه یک فرد اعتباری را ابتیاع می کند،قرضی را موجب می شود و باید مطابق این قانون،بهای آن را بپردازد.در دنیای مادی و اقتصادی این معادله را به تقدیر گرایی نسبت نمی دهند،بلکه به عنوان مسئولیت می پذیرند.

هر عملی را که انسان انجام میدهد،باید به مثابه یک علت تلقی شودو هر علتی که به حرکت در آید باید معلول همسنگی با خود داشته باشد.این تقدیر گرایی یا جبر نیست بلکه قانون جبران یا قانون عمل و عکس العمل یعنی کارما است.

قانون علت و معلول که همان کارما است،با کارکرد خود در عمق وجود هر فرد ،بنا به حکومت باستان،یکی از مهمترین قوانین دوازده گانه ای است که بر حفظ نظام هستی حاکم اند.پذیرفتن این قانون و فهمیدن نحوه استنتاج آن در میان آثار نگارش یافته در شریعت کی سوگماد یافت می شود.

باور داشته باشیم یا نه،این قانون بنیان اساسی وجود هر فرد و هر ملتی است که تا به حال پا به عرضه وجود گذاشته است.در حالیکه اکثریت مردم از آن غافلند.این قانون به پا دارنده تداوم همسنگی میان زندگی و عمل است.

همانگونه که کشاورز در وقت معینی از سال بذری می کارد با این یقیین که حاصل آن خواهد رویید،ما باید بدانیم که هر عملی که بکاریم و نیتی را که در این جهان به کار بندیم،یقینا حاصلی خواهد داشت و به سوی خودمان باز می گردد.مگر اینکه این عمل به نیت و نام استاد حق در قید حیات باشد.

       مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو                            یادم ازکِشته خویش آمدوهنگام درو(حافظ)

به هر حال بسیار معدودندکسانی که قانون علت و معلول را به زندگیشان اطلاق کنند.گاهی به علت نادانی ولیکن اغلب همانگونه که در پیش اشاره رفت به این دلیل است که پرورش انسان مدرن او را بر این باور داشته است که احساس کند به ترتیبی فراسوی قانون معلول حاکم بر طبیعت قرار دارد.

ربازارتارز کبیر یک بار گفت:<<معلول همانگونه در تعقیب علت است که چرخ خویش در پی سم گاو میش روان است.>>از آنجا که ما در جهانی زندگی می کنیم که به طور کامل از قانون کیهانی جُبران تابعیت می کند..زیرا سرو کار آن اصولا با الگوهای کارمیک افراد در تمام طبقات جهانهای تحتانی ،شامل فیزیکی ،اثیری،علی،ذهنی و نابخودآگاه(اشراق یا اتری)است.

بیشتر مصیبت های که بشر با آنها دست به گریبان است،به دلیل نا دیده گرفتن قانون کارما در اعمال و رفتار اوست.ما نمی توانیم نتیجه معنوی عمیقی را که پشت داستان برداشت کردن محصول کشته خویش است درک کنیم.بسیار معدود است کسانیکه درک کنند اعمال نیک و زشتشان چه انعکاسی بر روی آینده آنان خواهد داشت و کمتر کسی این را می فهمد که شرایط زمان حاضر مستقیما نتیجه آن چیزی است که در گذشته بدان مبادرت شده است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 14:37  توسط ekist64  | 

اهنگهای فوق العاده زیبای بدون کلام

این آهنگها از اون دسته از موسیقی های بدون کلام زیباییست که مطمئنا از اونها لذت می برید.

پیشنهاد میکنم به اکیستهای عزیز که از این آهنگها می تونید برای مراقبه و حتی سفر روح استفاده کنید.واقعا موثر واقع میشن و دوستان عزیز دیگه هم میتونند برای آرمش بخشیدن به ذهن و روحشون در مواقع استراحت گوش کنندو لذت ببرند.

 

این آهنگ آهنگ شروع برنامه صد فیلم در شبکه سوم بود که خیلی زیباست.

 THEME_FROM_PAPILLON

آهنگ معروف و زیبای گروه لاو استوری

LOVE_STORY_1

فکر میکنم از معروفترین آهنگهای بت هون باشه

FOUR_ELISE

نمی دونم کار از چه کسی هست ولی واقعا این موزیک ارامش بخش هستش

LES_NIAGES

آهنگ عاشقانه  و سوزناک دوست داری.چه آهنگی سوزناک تر از رمئو و ژولیت.واقعا سوزناکه

ROMEO_AND_JULIET

این آهنگ بارها و بارها از برنامه های تلوزیون پخش شده.دانلود کن ببین آهنگ ملایم یعنی چی

LETTER_A_MA_MERE

بهتره خودتون دانلود کنید تا بفهمید چیه.پیشنهاد میکنم این آهنگ رو هنگام خواب یا استراحت گوش کنید و  خودتون رو در فضای لایتناهی احساس کنید.شاید تجربه سفری بی نظیر برای شما بدست اومد. 

LA_REINE_DE_SABA

این آهنگ و موسیقی زیبا هم بارها و باره از رسانه ما پخش شده و کاری زیبای دیگری از گروه لاو استوری هست.این آهنگ هم یکی از بهترین هاست برای ارامش بخشی و سفر های معنوی اکیستهای عزیز.

LOVE_STORY_2

(مخصوص اکیستهای عزیز)دوست داری خودتو کنار دریا احساس کنی جایی که میتونی چشم انتظار ربازارتارز باشی.چشمهاتو ببند و به این آهنگ گوش کن و منتظر استاد بمون.این آهنگ میتونه توی این تمرین به ما کمک کنه.یا اگه دلت گرفته و میخوای یه سری مفصل گریه کنی و درونت استاد رو صدا بزنی .گوش کن.

Ensru1-ekist64.blogfa.com

 دوستان برای دیدن ادامه آهنگها می توانند به صفحات وبلاگ بروند.مطمئن باشید این آهنگها یکی از یکی زیباتر است.در ضمن اگر مورد پسند شما هست و دانلود کردید نظر یادتون نره.ممنون از حضور سبزتون.در ضمن برای اطلاع از بروز شدن وبلاگ در بخش خبر نامه عضو شوید برای شما مطالب زیبایی در اینجا درج خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 16:52  توسط ekist64  | 

دانلود آهنگهای استاد شجریان

در این مطلب چندین موسیقی دلنواز و گوش نواز از استاد شجریان قرار داده ام .به امید اینکه مورد توجه عزیزان قرار بگیرد.

همون طور که می دانیم گوش کردن به موسیقی از نیازهای ماست .حالا وقتی اشعار از حافظ و مولانا و دیگر بزرگان باشه و با صدای استاد شجریان دیگه نمیشه از دستشون داد.

البته باید خدمت دوستان عزیز عرض کنم که اسامی آهنگ ها شاید اسامی اصلی اونها نباشه ولی سعی کردم اسامی را طوری انتخاب کنم که در خود آهنگ این واژه ها به کار رفته باشه و همین طور سعی کردم آهنگهایی را انتخاب کنم که زیبا باشه هر چند همشون زیباست ولی به خاطر حجم زیاد و اینکه کیفیتشون هم پایین نیاد گل چین کردم تا برای شما دانلود کردنش راحت تر باشه.

نکته بعدی اینکه چون نمی شد لینک مستقیم قرار بدم سایتی رو انتخاب کردم که از هر لحاظ هم دانلودش آسون باشه و هم سرعت و امنییتش بالا.

یه چیز دیگه هم بگم شرمنده که در این مطلب یکم خودمونی تر نوشتم.

در ضمن برای اینکه شرطی را به جا آورده باشید برای دانلود این آهنگهای زیبا لطف کنید در قسمت خبر نامه عضو شوید و از بروز شدن وبلاگ با خبر شوید همچنین  می تونه پشتوانه ای برای من در ادامه کار باشه.از حضور سبزتون ممنون.

آمده ام که سر نهم

آتش عشق

 

بهار دلکش-بهار

بت چینی

در ضمن عزیزان برای دانلود کردن بقیه آهنگها می توانند به قسمت صفحات وبلاگ رجوع کنند.مطمئنا موسیقی های زیباتری و جذاب تری در آنجا وجود دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 23:53  توسط ekist64  | 

((تسلیم حقیقی))

این مطلب بر گرفته از کتابی است به نام بیگانه ای بر لب رودخانه نوشته پال توئیچل که شامل ۳۴بخش می باشد که هر بخش آن موعظه هایی است که توسط ربازارتارز یکی از عظیم ترین اساتید معنوی و از پیش قراولان مکتب اکنکار در عصر حاضر برای مرید خود پال توئیچل که بنیان گذار این مکتب در عصر نوین می باشد نقل کرده است.

 

مقدمه ای برکتاب بیگانه ای بر لب رودخانه:

بیگانه ای بر لب رودخانه کتابی شاعرانه است که حاوی گفتگوهای حکمت ربازارتارز با مریدش پدار زاسک(پال توئیچل) در ساحل رودخانه جهه لوم می باشد.

پرسشهای جوینده همان است که در ذهن و دل هر آدمی بر می خیزد.پاسخهای داده شده از قلب دفتر اسرار حکمت الهی توسط استاد کبیر اک ربازار تارز جاری شده است.

انوار درخشان الهی از میان صفحات این کتاب معجزه آسا ساطع است.کسانیکه این دفتر ملهم از گنجینه الهی را می خوانند.به ارتفاعات بالای معنوی اوج میگیرند.دانش وسیع اکنکار،فن کهن سفر روح ،به صدای ملکوتی سوگماد،توسط ربازار تارز در میان صفحات زرین این دفتر گرانبها طنین میاندارد.او یکی از پیران بزرگ نظام باستانی وایراگی می باشد.

((تسلیم،راه رسیدن به خداست.))با این کلمات ربازار تارز سخن آغاز کرد.در حالیکه بر لب رودخانه زیر شعاعهای تابناک خورشید نشسته بود.""نفس باید از همه چیز دست برکشد تا روح بتواندفراسوی غلافهایش در جهان پایین اوج گرفته و به سوی آزادی کامل رهایی یابد.""

جوینده در حال نظاره مسافر روح گفت:((این تو هستی که با نور پر شکوه دانشت، تاریکی ها را ریشه کن میکنی،وهمین نور است که درون من به شکوه فزاینده ای بدل می شودکه اسرار خویش درون را بر من فاش می کند.))

ربازارتارز با لبخندی گشاده پاسخ داد،((نه این منی که تو در شکل خاکی میبینی،بلکه آنی که استاد حقیقی است،این بدن نیست ،بلکه قدرت الهی اک است که از طریق این کالبد عمل می کند و از آن سود می جویدتا به تو آموزش دهد،که این خطیر وظیفه ایست که او به خاطر خدا پیشه کرده است.

((یک قانون وجود دارد،که البته اگر بخواهی آنرا قانون بشماری،من میگویم آن جنبه ای از خداست که معکوس خودش عمل میکند.هر چه شخصی بیشتر آگاهانه تلاش کند که کاری انجام دهد،موفقیت او بعید تر است،کارآئی و نتایج زبر دستی در کسی مشهود می شود که هنر پر تضاد در عین حال کار کردن و کار نکردن را فرا گرفته باشد.هنر تلفیق استراحت و کار را.یعنی اینکه چگونه از جانب شخص خود واگذارکردن تا اینکه خدا سکان ار بدست گیرد.))

((درک هنگامی حاصل می شود که تو از تمام حدود بالقوه های ذهنی و جسمانی خود واقف شده باشی.پس به تو می گویم که اگر تو آگاهانه و هوشیارانه در طلب یکی شدن با خدا برآئی،بی شک هرآنچه تحصیل کرده ای از دست خواهی داد.با عمد به اینکه با نور هماهنگ شوی،به فوریت از آن محروم می شوی.))

((پس من میگویم که هوشیارانه در جستجوی آن بر آمدن همان و از دست دادنش همان،صحبت کردن از خدا و گریز زدن از جنبه هایش دریغ کردن اوست ازخویش،وجستجو کردن او به این معنی است که او همواره از دستت می گریزد.))

می پرسی ،پس چگونه آدمی خدا را می یابد؟

((می توانم این چنین بگویم،راه رسیدن به خدا تسلیم شدن به خداست باروحت،تمام و کمال،و اینکه هیچ چیزی بین تو و خدا واقع نشود.تسلیم تنها راه است.مطمئن ترین راه به سوی او این است که بگذاری عنان روح تو را بدست گیرد،دائما خویش را برویش باز کن،بسوی خودش و عشقش،و به هر آنچه می کند اعتماد کن.))

((آنگاه که هنر تسلیم حقیقی را فرا بگیری،روح به معنای واقعی کلمه از کالبد خاکی بیرون کشیده می شودو پیش به سوی طبقات بالا،از همانجا که قبلا آمده بود،اوج میگیرد.یکبار که زندگی درون را درک کنی،زندگی بیرون غیر واقعی می نماید ،ناچیز،بسی ناچیز،))

((هنگامیکه نفس کوچکت به واسطه عشق خالص الهی معزول می شود،آنگاه روح در شکوه تابناک خویش جلوه میکند،آنگاه تو به او تسلیم می شوی.و همواره در تطابق با اراده کامل او حرکت میکنی.آنگاه و فقط آنگاه از خدا و استفاده معنوی از کمال و اجابت او بر خوردار می شوی.))

((اما باید بگویم که تنها با تقدس و ترک نفس خود راه خویش تسلیمی را به آن ابر روح عظیم همه آسمانهای ملکوتی خواهی یافت.))

((ماوراءزندگی،خدا نهفته است.بشر باید خویش را فراسوی تفکر تبدیلی و سطحی و انسانی،دیدن شنیدن و احساس کردن بکشاندو به عمق آگاهی معنوی خویش وارد شود.به آن خویش الهی همه گیری که در عمق درون اوست و اقلیم بهشتی نام دارد.))

((منشاءسعادت ابدی در دیدن خویش است در همه.تنها به برکت عشق و رحمت لایزال خداست که بشر می تواندبیاموزد چگونه درسهای خود را در زمین فرا گیرد.و اینکه کاشته در ذات وی منشاء آن برکات بی پایان نهفته است،در حالیکه همه درد و رنج بشر در راه مکشوف کردن همین هستی الهی درون خویش است.))

((شادی تنها در خانه ابدی یافت می شود.جایی که روح تو باید روزی برگرددو تا روزی که خویش حقیقی تو در جستجوی چیزی به جز خدا باشد،سفر به سوی اقلیم خدا را در پیش نخواهد گرفت،بلکه در زنجیر این دنیای خاکی محبوس خواهد ماند..))

تو چه می خواهی زندگی کردن در آزادی با خدا یا صرف وقت در زمین؟

با این کلام آن اهل تبت ازسخن باز ایستاد،و به زمین نشست و با لبخندی به مرید خویش نگاه کرد.جوینده خنده آرامی کرد و سرش را تکان داداو میدانست این روح الهی که در کنار اوست بر تمام راز قلب وی آگاه است.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 1:43  توسط ekist64  | 

"پنجه زمان"

پنجه زمان نام کتابی است از سلسله کتابهای پال تو ئیچل که به رغم خیلی ها داستانی علمی تخیلی در باره زمان می باشد اما از دیدگاه شخصی من این کتاب واقعیت هایی پنهان در درون خود دارد که اگر به دقت به آن توجه شودمی توان به این واقعیات پی برد.البته دوستانی که این کتاب را نخواندند توصیه میکنم حتما این کتاب را تهیه کرده و بخوانند.

این مطلبی است که در پشت جلد کتاب نوشته برای شما در اینجا درج میکنم و در ادامه مطلب نیز قسمتی از کتاب را که در مورد این واقعیت غیر حقیقی ((زمان))اطلاعاتی به دست ما میدهد را برای شما عزیزان قرار داده ام.

"داستان را با این گفته شروع میکنم که هیچ چیز وجود ندارد،زیرا چیزی نیست که باشد.تنها سوگماد همه چیز است و همه سوگماد است.

زمان تنها رودخانه ای از ذرات است که از میان فضا عبور می کند.زمان چار چوبی نیست که عالم طبیعت را در بر گرفته باشد بلکه چها رچوب مشاهدات فردی ماست.

این مطلب را بعد از تجربه دهشتناک خود در جهانهای دیگر با موحوداتی که به نام سازندگان زمان شهرت دارند به دست آوردم.قضیه وقتی برایم روشن شد که دانستم من نظاره گر زمان هستم و شاهد جنایاتی هولناک می باشم که توسط این موجودات وحشتناک بر انسان اعمال می شود......"

به ادامه مطلب رجوع کنید......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 19:38  توسط ekist64  | 

راز و نیاز کامپیوتری با خدا......به هرحال مقصود تویی هر چی که هست همش بهانست..............

 

خدا را دوست دارم ، چون با هر username  كه باشم ، من را connect  می كند
خدا را دوست دارم ،
چون تا خودم نخواهم مرا D.C نمی كند .
خدا را دوست دارم ،
چون  با یك delete هر چی را بخواهم پاك می كند
خدا را دوست دارم ،
 برای اینهمه friend كه  برای من add  می كند

خدا را دوست دارم ، برای اینهمه wallpaper كه update می كند .
خدا را دوست دارم ،
چون با اینكه خیلی بدم من را log off نمی كند

خدا را دوست دارم ،
چون همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی كند
خدا را دوست دارم ،
چون می گذارد  هر جایی كه می خواهم Invisibel بروم

خدا را دوست دارم ، چون  همیشه جزء friend هام می ماند و من را  delete و  ignore نمی كند.

خدا را دوست دارم ، چون همیشه اجازه ، undo  كردن را به من می ده .
خدا را دوست دارم ،
چون آن من را install  كرده
!
خدا را دوست دارم ،
چون هیچ وقت به من پیغام the line busy  نمی دهد .
خدا را دوست دارم ،
چون اراده كنم ، ON  می شود و من می توانم با هاش حرف بزنم
خدا را دوست دارم ،
چون دلش را می شكنم ، اما آن باز  من را می بخشد و
shout down  ام نمی كند.

خدا را دوست دارم ، چون password اش را هیچ وقت یادم نمی رود ، كافیه به دلم سر بزنم.

خدا را دوست دارم ، چون تلفنش همیشه آنتن می دهد
خدا را دوست دارم ،
چون شماره اش همیشه در شبكه موجود است
خدا را دوست دارم ، چون هیچ وقت پیغام no response to  نمی دهد

خدا را دوست دارم ،
چون هیچ وقت گوشی اش را خاموش نمی كند .
خدا را دوست دارم ،
چون هیچ وقت ویروسی نمی شود و همیشه سالم است

خدا را دوست دارم ، چون هر چی آنتی ویروس است از زیر دست آن می آید بیرون !!!
خدا را دوست دارم ،
چون هیچوقت نیازی نیست براش BUZZ  بدهم .
خدا را دوست دارم ،
چون آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می كند
خدا را دوست دارم ،
چون نامه هاش چند كلمه ای نیست  ، تازه spam  هم تو كارش نیست .

خدا را دوست دارم ، چون وسط حرف زدن نمی گوید ، وقت ندارم ، باید بروم  یا دارم با كس دیگری حرف می زنم ...

خدا را دوست دارم ، چون من را برای خودم می خواهد ، نه خودش .
خدا را دوست دارم ، آخر آن هیچوقت بی معرفت نمی شود ...
خدا را دوست دارم ، چون همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود .
خدا را دوست دارم ، چون نمی گوید نامه هات مختصر باشد من وقت ندارم همه اش را بخوانم...

خدا را دوست دارم ، چون فقط وقت بی كاریش یاد من نمی افتد
خدا را دوست دارم ، چون می توانم از یكی دیگر پیشش گله كنم ، بگویم كه ....
خدا را دوست دارم ، چون همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد ، دوست داشتنش ابدی است .

خدا را دوست دارم ، چون می توانم احساسم را راحت به آن بگویم ، نه اصلا نیازی نیست بگویم ، خودش می تواند نگفته ، حرف ام را بخواند .
خدا را دوست دارم ،
چون  به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را قایم نمی كند .
خدا را دوست دارم ، چون تنها كسی كه می توانی جلوش بدون اینكه خجل بشوی گریه كنی ، و بگویی دلت براش تنگ شده .
خدا را دوست دارم ، چون ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم.

خدا را دوست دارم چون
می گذارد بگویم : خدا را دوست دارم ....

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 0:18  توسط ekist64  | 

خدا هم نمی تواند بی ایمانان را قانع کند،اما مومن نیازی به دلیل و مدرک ندارد...شریعت کی سوگماد

داستان اختلاف کردن در چگونگی پیل

این مطلب داستان معروفی از مولاناست.شاید این داستان خیلی از عزیزانی را که دوست دارند با عقل و منطق و استدلال به حل مسائل و کشف رازها و اسرار این دنیا برایند به هوش آورد .

دوستان عزیز زیادی رو میشناسم و دیدم که قصد دارن همه چیز رو منطبق با دید خودشون و همچنین منطبق با داشته های قبلی خودشون یکی کنند.یعنی قصد دارن با چشمی نور الهی و با گوشی موسیقی خدایی رو بشنوند که چشم و گوش ظاهرست.

به قول حضرت حافظ برای دیدن اسرار و درک حکمت باید چهار تکبیر بزنی یکسره بر هر چه که هست.یعنی هر چی داری بریز دور .تا بهترش و بهت بدن .

خیلی از ماها کوزه خودمون و پر کردیم ولی با آب شور پر کردیم ولی چون خودمون نمیتونیم از این آب بچشیم نمی فهمیم که شوره و دوستی هم که پیدا میشه و میگه که آقا آب کوزه شما شوره ما قبول نمیکینم.و ادعا داریم که ما هم کوزه خودمون رو پر کردیم.

حالا این کوزه از کجا پر شده،از سر کدوم چشمه،معلوم نیست ،وقتی دوستمون هم به ما میگه که من چشمه ای میشناسم که آبش زلال ترین آب روی دنیاست بیا بریم کوزه تو از اون جا پر کنیم تا ابش خودت رو و اطرافیانت رو مست و سیراب کنه با دوستمون دعوا می کنیم و ادعا می کینیم که کوزه ای پر داریم................بماند....................دلنوشته ای بود خودمونی با دوستان

این استاد بزرگوار در این داستان فیلی را در اتاقی تاریک به تصویر می کشد . مردمانی را که در آنجا حضور دارند و هر کدام دستی بر فیل می کشند و چون چشم دیدن ندارند و اتاق هم تاریک است هر کدام فیل را چیزی درک می کنند که حس لامسه ایشان به آنها می گوید.داستان را بخوانید توضیحات در بعد از داستان مفصل تر است.

اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل(دفتر سوم):

پیل    اندر    خانه   تاریک   بود                         عرضه  را   آورده   بودندش   هنود

از برای   دیدنش   مردم    بسی                     اندرآن  ظلمت همی  شد هر کسی

دیدنش با چشم چون ممکن نبود                    اندر آن تاریکی کف می بسود(با کف دست لمس میکردند)

آن یکی را کف به خرطوم  اوفتاد                     گفت همچون ناودانست این نهاد

آن یکی را دست بر گوشش رسید                   آن بر او  چون بادبیزن  شد   پدید

آن یکی را کف چو بر پایش بسود                    گفت شکل پیل دیدم چون  عمود

آن یکی بر پشت او بنهاد دست                      گفت خود این پیل چون تختی بدست

همچنین هریک به جزوی که رسید                 فهم  آن  می کرد هر جا می شنید

از نظر گه گفتشان شد مختلف                       آن یکی  دالش  لقب  داد  این  الف

                                                  ***********

در کف هر کس اگر شمعی بُدی                     اختلاف  از  گفتشان  بیرون  شدی

چشم حس همچون کف دستست وبس         نیست کف را بر همه او دست رس

چشم دریا دیگرست و کف دگر                       کف   بِهل   وز   دیده   دریا   نگر

جنبش کفها ز دریا روز و شب                         کف همی بینی و دریا نی ،عجب

ای تو در کشتیِ تن رفته به خواب                  آب   را   دیدی   نگر  در   آبِ   آب

آب  را  آبیست کو  می رانَدَش                       روح را روحیست کو می خواندش

موسی و عیسی کجا بود،کآفتاب                   کِشت  موجودات  را  می داد  آب

آدم و حوا  کجا  بود  آن  زمان                         که خدا  افکند این   زِه   در   کمان

.............

آن چنان کز نیست در هست آمدی               هین بگو چون آمدی مست آمدی

راههای  آمدن  یادت  نماند                         لیک رمزی بر تو بر خواهیم خواند......

به دوستان عزیزم توصیه میکنم حتما ادامه شعر را در قسمت موضوعات وبلاگ دنبال کنند..... و رمزی را که این روح بزرگ و این ابر مرد می خواهد نشان دهد را پیدا کنند......

در ضمن حتما نظرات خودتان را درج کیند تا ما هم استفاده کنیم.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 2:0  توسط ekist64  | 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com 

                     بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com                              

-قطره آبی از چشمه جدا گشت .رفت به جستجو گری !

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

عکس خورشید را در خود دید.خورشید گرمش میکرد ولی به اندازه یک قطره باریک و این سهم او بود.او نور بیشتری می خواست.خورشید اگر خود را بیشتر بر او منعکس می کرد او خشک می شد.

 

قطره آب با خودش گفت:

چرا خورشید که سرچشمه وجود اوست باید با او اینگونه رفتار کند و فقط قسمت کوچکی به اندازه قطره باریکی از خود را به او ببخشد نه بیشتر!

در راه آب را دید.به او پیوست بر خورشید نظری کرد دید خورشید قسمت بیشتری از خور را بر او منعکس کرده. رفت و رفت به آبهای بسیاری ملحق شد.رود شد و خورشید بر او افتاد.دریا شد و خورشید بر او آمد.

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 10:59  توسط ekist64  | 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

این مطلب داستان حضرت موسی و چوپانی است که یکی از معروف ترین داستانهای مثنوی معنوی میباشد.این داستان مشکلات خیلی از ما انسانها و در باب خداشناسی و اداب ستایش و حمد پروردگار  حل میکند.به این امید که مورد توجه دوستان عزیز قرار بگیرد.البته این مطلب خلاصه شده میباشد و سعی شده که مطالبی را که معنی داستان را تغییر نمیدهد خذف شود.در ضمن این اشعار مستقیما از روی کتاب مثنوی معنوی -نشرعلم-مطابق با نسخه رینولد نیکلسون در اینجا درج شده. برای خواند داستان به ادامه مطلب رجوع کنید.

دید موسی یک شبانی را براه                   کوهمی گفت ای گزیینده اله

اینم یک پکیج استثنایی افزایش قدرت ذهن از طریق موسیقی .توصیه میکنم حتما داشته باشید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 16:47  توسط ekist64  | 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 16:20  توسط ekist64  | 

اختر شناس

دوستی حسن را بر کنار در مسجدی برد.انجا مرد نابینایی مشغول گدایی بود.دوست گفت:

این مرد نابینا خردمند ترین سرزمین ماست

حسن از آن مرد پرسید:چند وفت است کوری؟مرد پاسخ داد کور مادر زادم.

و چگونه این اندازه خردمند شدی؟

مرد پاسخ داد:ازآنجا که نابیناییم را نمی پذیرفتم.کوشیدم اختر شناس بشوم اما ازآنجا که نمی توانستم اسمان را ببینم مجبور شدم ستارگان خورشید و کهکشان را تصور کن مو هر چه به کار خدا نزدیک تر میشوم.به خرد او نیز نزدیکتر می شوم.

دیوار

بر در دیوار کلیسا کوچکی در کوههای پیرینه نوشته شده بود:

پر وردگارا باشد این شمع که برافروخته ام نور بپراکند

و آنگاه که در سختی ها تصمیم میگیرم روشنم کند

باشد کهاتش برافروزد

تا بتوانی نخوت غرور و نا پاکیم را بسوزانی

باشد که شعله برافروزد تا بتوانی قلبم راگرم سازی و عشق ورزیدن را بمن بیاموزی.

نمی توانم دیر زمانی در کلیسای تو بمانم اما با گذاردن این شمع.بخشی از من در اینجا می ماند.بگذار نیایشم رابه کردار های امروزم تعمیم دهم

سلوک

انتونیو ماچادو می گوید:

ای سالک یکی یکی. قدم به قدم. راهی نیست. راه با پیمودن پدید می آید. با پیمودن است که راه را می سازی و اگر واپس بنگری هر آنچه می بینی فقط رد گامهایی است که روزی پاهایت دوباره آن را می پیماید.ای سالک راهی نیست راه با پیمودن پدید می آید.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 0:43  توسط ekist64  | 

۱-پرچم ایران درزمان کوروش کبیر(۵۵۹ قبل از میلاد)

۲-درفش کاویانی

۳-پرچم دوران شاه طهماسب

۴-دوره شاه صفی دوم

۵-دوره نادر شاه

۶-دوره علی قلی شاه عادل

۷-دوره اغا محمد خان قاجار

۸-دوره محمد خان قاجار

۹-دوره ناصرالدین شاه

۱۰-دوره رضا شاه و پسرش

۱۱-دوره فعلی

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 11:43  توسط ekist64  | 

تصاویر در ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 21:58  توسط ekist64  |